{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

خواستم عشق را نفس بکشم

خواستم عشق را نفس بکشم
درپهنه ی این جنگل انبوه
نشانی گل سرخ را
تا بوی پیراهن تو گرفتم
اما افسوس که باد
مجالم نمی دهد
و مرا در حسرت عطر حضورت
جا می گذارد...
دیدگاه ها (۱)

روزی در فراسوی فاصله ها در انحنای شعرتبی هیچ هیاهویی حل خواه...

چه حس قشنگی است من باشم و زمستان و فنجانی از چای هیزمی نگاهت...

سمت کوچه ی انتظار همیشه شب است ...تاریک و سرد... و سکوتی که ...

زندگی را طعم لب های تو گیرا می کندعطر یاد تو دلم را غرق رویا...

خسته ام از خود گریزانم.... نمی دانم چرا!.......3

@mobina.onehttps://wisgoon.com/v/P9VR9BFWGFخوش به حال باد.هر...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط