{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

چه حس قشنگی است

چه حس قشنگی است
من باشم و زمستان
و فنجانی از
چای هیزمی نگاهت
که جرعه جرعه بنوشم
و گرم شود
استخوان تنهایی ام...
دیدگاه ها (۱)

خواستم عشق را نفس بکشم درپهنه ی این جنگل انبوهنشانی گل سرخ ...

روزی در فراسوی فاصله ها در انحنای شعرتبی هیچ هیاهویی حل خواه...

سمت کوچه ی انتظار همیشه شب است ...تاریک و سرد... و سکوتی که ...

دلی چو آینه دارمهمین گناه من است...

باشد که ای جن چای آور، چای خوش طعم و گرم دم کند و بیاورد☕اگر...

لیوان چای روی میز...در انتظار یک بوسه است...نه تو می آیی...و...

هر روز که میگذره حس میکنمبیشتر از قبل دوستت دارمبیشتر از قبل...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط