𝔏𝔬𝔳𝔢𝔩𝔬𝔯𝔫²
𝔏𝔬𝔳𝔢𝔩𝔬𝔯𝔫²
part⁹:
«تهیونگ»
چی؟داریم از دستش میدیم؟
یعنی چی؟
ا.ت،خواهش میکنم...تمنا میکنم!
رزی: چی بش گفتی که حالش بد شد هااا(داد)
تهیونگ: من...من
لیسا: دیدین گفتم؟فقط عذابه واسه ا.ت چی از جونش میخوای!
حتا جونیم واسش نمونده(داد،گریه)
تهیونگ:«جوابی نداشتم،شاید واقعا باعث عذابشم...»
«5 دقیقه بعد»
«دکتر با قیافه ای سرشار از تعجب بیرون اومد همه به سمتش دویدند»
جنی:د..دکترش حالش چطوره؟(بغض،استرس)
دکتر:اخرین ملاقاتیشون کی بود؟(تعجب)
لیسا: این عوضی(گریه)
جونگکوک:بسه دیگه!
دکتر:چی بهش گفتید؟ها؟چطور؟(تعجب)
تهیونگ:اقای دکتر من غلط کردم فقط بش گفتم برگرده نمیدونستم حالش بد میشه
تروخدا بگید هنوز.. هنوز هستش(بغض)
دکتر:اقای کیم!( تعجب)
---------------
سلام خوشگلا پارت جدید خدمتتون
لذت ببرید
لطفا لایک و کامنت و بازنشر کنید«بازنشر علامت کنار ذخیرس»
حمایت فراموش نشه پریزاد🌚★
#مجنون #فیک #فیکبیتیاس #سناریو #تهیونگ #جونگکوک #اکسپلور #بی_تی_اس #بلک_پینک
part⁹:
«تهیونگ»
چی؟داریم از دستش میدیم؟
یعنی چی؟
ا.ت،خواهش میکنم...تمنا میکنم!
رزی: چی بش گفتی که حالش بد شد هااا(داد)
تهیونگ: من...من
لیسا: دیدین گفتم؟فقط عذابه واسه ا.ت چی از جونش میخوای!
حتا جونیم واسش نمونده(داد،گریه)
تهیونگ:«جوابی نداشتم،شاید واقعا باعث عذابشم...»
«5 دقیقه بعد»
«دکتر با قیافه ای سرشار از تعجب بیرون اومد همه به سمتش دویدند»
جنی:د..دکترش حالش چطوره؟(بغض،استرس)
دکتر:اخرین ملاقاتیشون کی بود؟(تعجب)
لیسا: این عوضی(گریه)
جونگکوک:بسه دیگه!
دکتر:چی بهش گفتید؟ها؟چطور؟(تعجب)
تهیونگ:اقای دکتر من غلط کردم فقط بش گفتم برگرده نمیدونستم حالش بد میشه
تروخدا بگید هنوز.. هنوز هستش(بغض)
دکتر:اقای کیم!( تعجب)
---------------
سلام خوشگلا پارت جدید خدمتتون
لذت ببرید
لطفا لایک و کامنت و بازنشر کنید«بازنشر علامت کنار ذخیرس»
حمایت فراموش نشه پریزاد🌚★
#مجنون #فیک #فیکبیتیاس #سناریو #تهیونگ #جونگکوک #اکسپلور #بی_تی_اس #بلک_پینک
- ۱.۸k
- ۰۲ خرداد ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۴)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط