𝔏𝔬𝔳𝔢𝔩𝔬𝔯𝔫²
𝔏𝔬𝔳𝔢𝔩𝔬𝔯𝔫²
part¹⁰:
دکتر:اقای کیم!
تهیونگ:«با زانو روی زمین افتاد و اجازه داد اشکاش بریزه
فکر میکرد،فکر میکرد دخترش دیگه از خواب پا نمیشه
فکر میکرد دخترش واسه همیشه بدون خداحافظی رفت»
دکتر:«جلو تهیونگ زانو زد دستاش رو گرفت و لبخندی پررنگ زد»
اقای کیم،خانم لی برگشتن!
جیسو:چ...چی؟... چطور؟مگه حالش بد نشده بود؟(بغض)
دکتر:اون داشته تلاش میکرده که برگرده
حقیقت همین باعث شده به قلبش فشار بیاد و یکم شرایط اضطراری بشه
اما شوک الکتریکی اونو برگردوند
نوار مغزی نشون میده این کار تأثیرات حرفایی که بهش زده شده!
اقای کیم! شما جونشو نجات دادید
تبریک میگم
تهیونگ:«مات و مبهوت به دکتر خیره شده بود
چی؟
برگشته؟
تهیونگ،نجاتش داده؟
ا.ت میخواسته برگرده؟
اشکاش شروع به ریختن کرد اما اینبار نه از روی غم،از شوق برگشت نفسش!
هوا حالا سبک تر شده بود
و ا.ت؟
اون برگشته بود!
-----------------
سلام خوشگلا پارت جدید خدمتتون
لذت ببرید
لطفا لایک و کامنت و بازنشر کنید«بازنشر علامت کنار ذخیرس»
حمایت فراموش نشه پریزاد🌚★
#مجنون #فیک #فیکبیتیاس #سناریو #تهیونگ #جونگکوک #اکسپلور #بی_تی_اس #بلک_پینک
part¹⁰:
دکتر:اقای کیم!
تهیونگ:«با زانو روی زمین افتاد و اجازه داد اشکاش بریزه
فکر میکرد،فکر میکرد دخترش دیگه از خواب پا نمیشه
فکر میکرد دخترش واسه همیشه بدون خداحافظی رفت»
دکتر:«جلو تهیونگ زانو زد دستاش رو گرفت و لبخندی پررنگ زد»
اقای کیم،خانم لی برگشتن!
جیسو:چ...چی؟... چطور؟مگه حالش بد نشده بود؟(بغض)
دکتر:اون داشته تلاش میکرده که برگرده
حقیقت همین باعث شده به قلبش فشار بیاد و یکم شرایط اضطراری بشه
اما شوک الکتریکی اونو برگردوند
نوار مغزی نشون میده این کار تأثیرات حرفایی که بهش زده شده!
اقای کیم! شما جونشو نجات دادید
تبریک میگم
تهیونگ:«مات و مبهوت به دکتر خیره شده بود
چی؟
برگشته؟
تهیونگ،نجاتش داده؟
ا.ت میخواسته برگرده؟
اشکاش شروع به ریختن کرد اما اینبار نه از روی غم،از شوق برگشت نفسش!
هوا حالا سبک تر شده بود
و ا.ت؟
اون برگشته بود!
-----------------
سلام خوشگلا پارت جدید خدمتتون
لذت ببرید
لطفا لایک و کامنت و بازنشر کنید«بازنشر علامت کنار ذخیرس»
حمایت فراموش نشه پریزاد🌚★
#مجنون #فیک #فیکبیتیاس #سناریو #تهیونگ #جونگکوک #اکسپلور #بی_تی_اس #بلک_پینک
- ۱.۶k
- ۰۲ خرداد ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۱۶)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط