𝔏𝔬𝔳𝔢𝔩𝔬𝔯𝔫²
𝔏𝔬𝔳𝔢𝔩𝔬𝔯𝔫²
part¹¹:
«تهیونگ»
تهیونگ: ک..کی میتونیم ببینیمش؟
دکتر:وقتی بهوش بیاد باید اول چکاپشون کنیم بعد میتونید تشریف ببرید ببینیدشون
رزی:یعنی میشه چقدر دیگه؟
دکتر:حدود 5 ساعت دیگه
رزی:م.ممنون
لیسا:بچهااااا ا.ت برگشته(گریه،خنده)
جیسو: دیدی گفتم ا.ت قویه؟برمیگرده؟دیدین؟(گریه،خنده)
جنی:اگه..اگه چیزیش میشد خودمو نمیبخشیدم(گریه)
رزی:اون حالش خوبه،ا.ت ما حالش خوبه:)
«5ساعت اندازه سالها برای پسر گذشت
وقتی دیدش باید چیکار میکرد؟
چی بش میگفت؟
یعنی ا.ت ترددش میکرد؟
سرش داد میزد؟
حق داشت،هرکاری میکرد حق داشت
تنها مسئله مهم الان این بود که دختر برگشته
نفس میکشه
و اسمون هنوز ماهشو داره»
تهیونگ:دخترا؟
رزی: چیشده؟
تهیونگ:می..میشه من اول ببینمش؟خواهش میکنم
هرکاری بگید میکنم فقط بزارید اولین نفر من ببینمش
لیسا: حتا فکرشم نکن!مطمعنم با دیدنت حالش بد میشه
تهیونگ:خب بزار ببینمش که بعد شما برید پیشش حالشو خوب کنید
خواهش میکنم
لطفا
جون دخترم بزار اول من برم
لیسا:حرفشو نز...
جیسو:باشه،مشکلی نداره،فقط ا.ت الان حالش خوب نیست
لطفا چیزی بش نگو که حالش بدتر شه
لیسا:معلوم هست چی میگی اونی؟
جیسو:باهات حرف میزنم عزیزم
تهیونگ:مرسی،جبران میکنم(و قدم زنان از دخترا دور شد)
«لیسا»
لیسا:اونی!داری چیکار میکنی؟؟؟؟
اگه حال ا.ت بد شه چی؟
جیسو: باور کن دیدن تهیونگ برای ا.ت بهتر از سر زدن ما بهشه
هممون میدونیم این دو نفر حاضرن جونشونو برای هم بدن
این جداییم بخاطر لجبازی کودکانه و غرور احمقانشونه
اروم باش لیسا،استراحت کن
«جیسو راست میگه،تهیونگ شبیه مرده های متحرک شده،چشاش کاسه خونِ
شاید باید این بارو گوش کنم به حرفشون!»
دکتر:اولین ملاقاتی کیه؟ایشون بهوش اومدن(لبخندی گرم)
تهیونگ:.من ...من میرم
دکتر:از این طرف
جونگکوک:مطمعنی امادگیشو داری؟
چی میخوای بش بگی؟
تهیونگ:میدونم دارم چیکار میکنم،نگران نباش
«ا.ت»
توی اتاق بودم،بهم گفتن اولین ملاقاتی داره میاد
فکر کنم یکی از دخترا باشه
تهیونگ چی؟
نگرانم نشده؟
-------------------
سلام خوشگلا پارت جدید خدمتتون
لذت ببرید
لطفا لایک و کامنت و بازنشر کنید«بازنشر علامت کنار ذخیرس»
حمایت فراموش نشه پریزاد🌚★
#مجنون #فیک #فیکبیتیاس #سناریو #تهیونگ #جونگکوک #اکسپلور #بی_تی_اس #بلک_پینک
part¹¹:
«تهیونگ»
تهیونگ: ک..کی میتونیم ببینیمش؟
دکتر:وقتی بهوش بیاد باید اول چکاپشون کنیم بعد میتونید تشریف ببرید ببینیدشون
رزی:یعنی میشه چقدر دیگه؟
دکتر:حدود 5 ساعت دیگه
رزی:م.ممنون
لیسا:بچهااااا ا.ت برگشته(گریه،خنده)
جیسو: دیدی گفتم ا.ت قویه؟برمیگرده؟دیدین؟(گریه،خنده)
جنی:اگه..اگه چیزیش میشد خودمو نمیبخشیدم(گریه)
رزی:اون حالش خوبه،ا.ت ما حالش خوبه:)
«5ساعت اندازه سالها برای پسر گذشت
وقتی دیدش باید چیکار میکرد؟
چی بش میگفت؟
یعنی ا.ت ترددش میکرد؟
سرش داد میزد؟
حق داشت،هرکاری میکرد حق داشت
تنها مسئله مهم الان این بود که دختر برگشته
نفس میکشه
و اسمون هنوز ماهشو داره»
تهیونگ:دخترا؟
رزی: چیشده؟
تهیونگ:می..میشه من اول ببینمش؟خواهش میکنم
هرکاری بگید میکنم فقط بزارید اولین نفر من ببینمش
لیسا: حتا فکرشم نکن!مطمعنم با دیدنت حالش بد میشه
تهیونگ:خب بزار ببینمش که بعد شما برید پیشش حالشو خوب کنید
خواهش میکنم
لطفا
جون دخترم بزار اول من برم
لیسا:حرفشو نز...
جیسو:باشه،مشکلی نداره،فقط ا.ت الان حالش خوب نیست
لطفا چیزی بش نگو که حالش بدتر شه
لیسا:معلوم هست چی میگی اونی؟
جیسو:باهات حرف میزنم عزیزم
تهیونگ:مرسی،جبران میکنم(و قدم زنان از دخترا دور شد)
«لیسا»
لیسا:اونی!داری چیکار میکنی؟؟؟؟
اگه حال ا.ت بد شه چی؟
جیسو: باور کن دیدن تهیونگ برای ا.ت بهتر از سر زدن ما بهشه
هممون میدونیم این دو نفر حاضرن جونشونو برای هم بدن
این جداییم بخاطر لجبازی کودکانه و غرور احمقانشونه
اروم باش لیسا،استراحت کن
«جیسو راست میگه،تهیونگ شبیه مرده های متحرک شده،چشاش کاسه خونِ
شاید باید این بارو گوش کنم به حرفشون!»
دکتر:اولین ملاقاتی کیه؟ایشون بهوش اومدن(لبخندی گرم)
تهیونگ:.من ...من میرم
دکتر:از این طرف
جونگکوک:مطمعنی امادگیشو داری؟
چی میخوای بش بگی؟
تهیونگ:میدونم دارم چیکار میکنم،نگران نباش
«ا.ت»
توی اتاق بودم،بهم گفتن اولین ملاقاتی داره میاد
فکر کنم یکی از دخترا باشه
تهیونگ چی؟
نگرانم نشده؟
-------------------
سلام خوشگلا پارت جدید خدمتتون
لذت ببرید
لطفا لایک و کامنت و بازنشر کنید«بازنشر علامت کنار ذخیرس»
حمایت فراموش نشه پریزاد🌚★
#مجنون #فیک #فیکبیتیاس #سناریو #تهیونگ #جونگکوک #اکسپلور #بی_تی_اس #بلک_پینک
- ۲۲۰
- ۰۴ خرداد ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط