{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

عاشق یه مافیا شدم(part12)

عاشق یه مافیا شدم(part12)

*ا/ت ویو
صبح بغل کوک بیدار شدم به چهرش نگاه کردم
مرد جذابم، پاشم برم براش صبحانه درست کنم
رفتم پایین به خدمتکارا گفتم
_من صبحانه رو درست میکنم
٪چشم
داشتم صبحانه درست میکردم که یکی یهو با شتاب در عمارتو باز کرد
&جئون جونگکوک(داد)
_هووو چته
یه دختر بود که لباسش خیلی باز بود
&تو دیگه کی هستی؟
یهو دیدم یکی از پشت گفت
زنمه
&ها زنته این هرزه زنته
بفهم داری به کی میگی هرزه
&مگه دروغه حتما یکی از زیر خوابات بوده دیگه
_اولن من هرزه نیستم دومن فک کنم تو زیر خواب همه ای
&دختره ی هرزه
برای چی اومدی اینجا جینا
&من دوست دارم جونگکوک
من دوست ندارم گمشو بیرون از خونم
من ترجیح میدادم دخالت نکنم ولی دختره ی پرو
&جونگکوک یه روز بهت سابت میکنم این دختره یه هرزس
نمیتونی سابت کنی من میدونم ا/ت چه دل مهربونی داره ولی تو انقدر پروعی که جرعت کردی دوباره بیای اینجا
&من خیانت نکردم برام پابوش گذاشتن
اون موقع همچی بهم سابت شد دیگه برام ارزشی نداری بهتره گمشی یا اینکه میخوای به زور ببرمت
&میرم ولی بازم برمیگردم
برو به درک
ادامه دارد...
شرطا:
۶ لایک
دیدگاه ها (۲)

عاشق یه مافیا شدم(part13)*ا/ت ویو_کوک این کی بود+این دوست دخ...

خنده هاش:)))))

مین یونگی تو الگوی دردی کسی که درد کشید و جنگید نشون داد برا...

آتیشی که از بارون شروع شدprt18ویوی ا. تبه فلش روی میز نگاه ک...

آتیشی که از بارون شروع شدprt23ویوی ا. توقتی به آپارتمان رسید...

وقتی بهت تجاوز شد..

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط