{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

هانترچطوری

هانتر:چطوری
بورا:خوبم
هانتر:باید حرف بزنیم
بورا:میشه ی روز دیگه باشه لطفا
هانتر:...
ویو ات چند ساعت بعد
بیدار شدم دیدم کوک نیست رفتم پایین دیدم جنی اومد
جنی:های کوالا
ات:چته
جنی:چمه؟ مگه خبر توی بیمارستان نشنیدی
ات:نه چی شده مگه
جنی:واییییی بورا امروز رفته بود دکتر برای تعین جنسیت
ات:خب
جنی:خب که خراب خانوم با یکی دیگه خوابیدی انداخته گردن شوهر تو
ات:چرا چرت میگی :/باباش کیه
جنی رفت میوه برداشت همون جوری که داشت میوه میخور گف
جنی:چمیدونم بابا
ات:خب از،کجا فهمیدن باباش اینه
جنی:فیلم دوربینا
ات:...
فلش بک چند ساعت قبل بورا
بورا:من وقت ندارم بعد حرف میزنیم داشتم،میرفتم که
هانتر:میدونم اون بچه از منه به خانوادت هم زنگ زدم یادت نرفته که توی ی شرکت با خانوادت کار میکنم
پایان فلش بک
ات:کوک کجاس
جنی:رفته بیمارستان سریع رفتم لباسام داشتم عوض میکردم
جنی:کجا میخای بری بابا
ات: ولم کن ببینم کدوم ادرس بیمارستان داری
جنی:برات الان،میفرستم
ویو کوک
کوک:بورا تو خجالت نمیکشی(این جن...ده خجالت چیه پسرم)
بورا:...(سکوت کامل)
کوک:جواب منو بده(داد)
مامان بورا:زد تو گوش بورا(چه دعوایی درست کردم ها😂)

دیگه بقیش میره تو پارت بعد
دیدگاه ها (۶)

پارت جدید بزارم!؟

ویو ات به همون لوکیشنی که جنی داد رفتم وارد بیمارستان شدم صد...

بچه ها من زندم پارت جدیدش میزارم تا فردا 😂😂

خب اگه اسمات میخاین بیای پیوی بفرستمویو صبح بورامبیدار شدم ا...

part35 عشق پنهان《ویو ات》توی راه سکوت بود تا بلاخره رسیدیم از...

ازدواج اجباری پارت ۱

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط