{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

"راه خیانت "

"راه خیانت "

پارت۲۴

کوک:اره منم از تو خوشم میاد
سوکیونگ:پس...ما الان تو رابطه ایم(با تعجب)
کوک:اره(با خوشحالی)
سوکیونگ پاشد و با خوشحالی کوک رو بغل کرد
کوک:خب دیگه من باید برم تا ا/ت متوجه ی نبودنم نشده
سوکیونگ:باشه
سوکیونگ منو بدرقه کرد و سوار ماشین شدم تو راه همش داشتم فکر میکردم از طرفی خوشحال بودم که با سوکیونگ وارد رابطه شدم و از طرفی هم ناراحت بودم که دارم اینکارو با ا/ت میکنم من بهش قول داده بودم که اونو خوشبخت ترین دختر روی زمین کنم اما الان دارم بهش خیانت میکنم
رسیدم خونه پیاده شدم و اروم اروم‌ رفتم بالا ا/ت خیلی قشنگ خوابیده بود لباسامو عوض کردم و گرفتم خوابیدم

"صبح"
...
دیدگاه ها (۰)

"راه خیانت "پارت۲۵ "صبح"ویوا/تبیدار شدم کوک قبل از من بیدار ...

"راه خیانت "پارت۲۶نکنه...نه نه من از بچه ها خوشم نمیاد...سری...

"راه خیانت "پارت23من...از شما‌ خوشم میادکوک:چییی(با تعجب)سوک...

"راه خیانت"پارت2۲که...لوکیشن رو فرستاد رفتم تو دیدم ا/ت مثل ...

when he betrayed you part 12**ا/ت: کاغذ ساندویچ رو پرت کردم ...

کوک با سرعت بالا رفت به فرودگاهکوک به باندش خبر داد که جلوی ...

ا. ت میدونست که اعتراف به جانگ کوک ممکنه خطرناک باشه ولی قل...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط