{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

(استاد جذاب من) پارت هفدهم

(استاد جذاب من) پارت هفدهم
و رفتیم خونه خسته بودیم خوابیدیم بلند شدیم و رفتیم بیرون که خرید کنیم و رسیدیم به یه فروشگاه من تا حالا به ججو نیومده بودم و خیلی خوشگل یکی از دور داشت میگفت ا.ت تعجب کردم برگشتم دیدم مامانم و بابام بود
و اومدن پیشم و گفتن تو اینجا چیکار میکنی با کی اومدی با پول کی بعد بادقت نگاه کردند جیمین رو دیدن مامانم گفت دختره هرزه پس فهمیدم وقتی که این پسره از خونمون رفت رفتی تو اتاق و دیگه در نیومدی اخه دختر کی با استادش قرار میزاره و بخاطر همینه که با چان بدبخت قرار نمیزاری جیمین گفت ببخشید مادر جان
مادرم بهش گفت خفه شو و دستم رو گرفت برد خونه و جیمین هم هر چی گفت ببخشید خانم ما فقط سه روز که باهمیم
(از زبان جیمین)
بعدی که مامان ا.ت ا.ت رو برد خیلی ناراحت شدم ولی یه محافظ انداختم دنبالشون که ببینه کجا میرن خیلی به فکر ا.ت بودم
ساعت ۴ صبح بود ا.ت پیام داد من بر میگردم سئول ساعت ۷بلیط دارم بعد از اینکه ا.ت این پیام رو بهم داد یه بلیط گرفتم که توی یه هواپیما باشیم بعد پول اضافه خیلی دادم که خودمو ا.ت پیش هم بندازن
ساعت ۷
من تو فرودگاه منتظر ا.ت بودم که اومدن من با کلاه و ماسک کاملا صورت خودمو مخفی کرده بودم منو نشناسن و رفتیم توی هواپیما و ا.ت رو گذاشتن پیش من و پدر و مادرش هم پیشمون بودن ا.ت نمی دونست اون منم که پیشش نشستم ولی من فکر میکردم میدونه دستش رو گرفتم دستمو رد زد و خواست که به باباش بگه گفتش بشین منم جیمین اون گفت تو اینجا چیکار میکنی گفتمش بعد از پیامت بلیط گرفتم گفت اینقدر پولتو خرج من نکن من پدر و مادرم نمیزازن باهم باشین بهش گفتم زندگی خودمونه اگر همه مخالف باشن من میدزدمت و نمیزارم ماله کس دیگه ای بشی
دیدگاه ها (۰)

(استاد جذاب من) پارت هجدهم و رسیدیم سئول ا.ت از من دور شد و ...

(استاد جذاب من) پارت نوزدهماخر هفته(از زبان جیمین) آخر هفته ...

(استاد جذاب من) پارت شانزدهم(از زبان ا.ت) خیلی میترسیدم که چ...

(استاد جذاب من) پارت پانزدهم(از زبان جیمین) بعد از اینکه ا.ت...

صبح ویو جیمین از خواب بیدار شدم دیدم ا،ت تو بغلمه خیلی خوشحا...

چند پارتی از ریندو.Part3ریندو : ا/تا/ت : هوم؟ریندو : اگه تو ...

Love in the dark⑥ا/ت: مادربزرگم حالش خیلی بده خیلی ممنون خیل...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط