{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

#پارت-هشتم

#پارت-هشتم

بازی شروع شد بطری رو چرخوندم که سرش طرف ترمه و تهش طرف رویا

ترمه- جرعت یا حقیقت

رویا- خَریَت (جرعت)
+ به به خوش امدی دلاور به میدون جنگ اول کاری می خوای رویا دلیر بشی

ترمه- تو ساکت خب
اوین - خریت بعنی چی
+جرعت
ترمه- ساکت بزار بگم خب رویا بیا به من خر سواری بده
رویا -نمیدم مگه زوره
ترمه - بله راهیه که خودت انتخاب کردی یا میای یا مجازات میشی
رویا- مجازات

ترمه رفت داخل اشپزخونه تا معجون درست کنه بهد از چند دقیقه با ی لیوان اومد و دادربه رویا

ترمه - بخور قول میدم نمیری
رویا لیوانو خورد و پرید تو دستشویی
اوین- چی توش بود
ترمه - هیچی فلفل نمک دارچین زرد چوبه و اب سزی همراه با مقداری زرده ی تخم مرغ
+ هییییی تخم مرغ از کجا اوردی الکی که نیست
اوین فکش افتاد بود رو زمین

دوباره همه نشستن بازی کردیم خورد رو من او ادرین

ادرین - جرعت یا حقیقت
+حقیقت
ادرین - بگو ببینم اون پسره که اون روز تو دانشگاه قدم میزدی کی بود

فَکم افتاد : کدوم پسر
قبل اینکه حرفی بزنم ترمه و رویا افتادن به جونم و حالا ندو کی بدو اینقدو دوییدیم که از نفس افتادیم
ادرین - البته پسری در کار نبود الکی گفتم
شاخ شدم رفتم پشت سرش و با گوشی زدم تو سرش
اوین - چکارش داری بدبختو این بازی هم خوب نیست ی کار دیگه بکنیم
رویا- ی رو دوشی بپوشین بریم خونه ی متروکه ای که نزدیک خونتونه
اوین - افرین همین خوبه

و زودی پرید مانتوشو پوشید .... ترمه و رویا هم اماده بودن

+ کجا بریم اونجا دوره
رویا - نه دور نیست تو بیا
با هر زوری بود لباس پوشیدم و رفتیم
وجدان - نکه تو دوست نداری
+ساکت

چهار تا کوچه قبل از ما ی کوچه بود توش سه تا خونه ی متروکه بود ... به زور از بین کوچه ها رفتیم تا از وسط کوچه ی متروکه در اومدیم

اوین - خب کدوم خونه اس

من داشتم میموردم این میگفت کدوم خونه اس یادمه اینجا کع بودیم شبا ی صدا هایی از خونه میومد برای همین خونمون رو عوض کردیم دقیقا دوتا خونه کنار هم در اثر حادثه ی باز بودن شیر گاز سوخت میگه صاحب خونه شیر گازش باز بوده بعد اینقدر گاز داخل خونه می پیچه که بخچال غذاش و همه چیز می سوزه و میترکه برای همین خونه ی کناریش هم که کنتر گازشون با اون خونه یکی بوده هم میترکه و کلا خونه ی اونها هم نابود میشه خدا رو شکر پنجشنبه بوده و کسی خونه نبوده ..... کوچه تاریک بود فقط هر از گاهی تیرچراغ ب ق ی چشمکی میزد که ادم بیشتر میترسید
رویا - حالا چکار کنیم
اوین - یکی بره داخل خونه ی متروکه
ترمه - دستامون رو میاریم هر کی تک بود اون میره
دست اوردیم منو اوین تک شدیم
اوین- بزن بریم
+ بریم
رفتیم نزدیک در خونه ی اول باز بود رفتیم داخل تاریک بود در خونه رو باز کردم که اوین زودتر از من رفت داخل من مثل اوردک پشت سرش رفتم ی باد گرم اومد و در خونه بسته شد
+ اوین بیا برگردیم
اوین - نه بیا بریم جلو تر ببینم چی هست
بعد دستمو گرفت و رفتیم داخل همه چیز خراب شده بود اوین تک تک اتاق و حموم رو گشت که رفتیم داخل اشپزخونه ، از داخل اشپز خونه ی در میخورد که نیمه باز بود اوین هم دستمو کشید و از اشپزخونه اش رد شدیم
رفتم جو ی سرک کشیدم اتاق خالی بود ولی هر کاری کردم در باز نشد که اوین با پا زد درو باز کرد داخل اتاق پر بود از عروسک و تخته بچه که سوخته بود داخل اتاق ی در اهنی بود که در اومده بود و فقط گذاشته بودنش رو چهارچوب در اوین یواش نزدیک در شد بعد اشاره کرد اروم بدون سر و صدا برم پیشش رفتم پیشش

که اروم گفت : گوش بده

گوش دادم باید خوب دقت میکردی تا صدا رو بشنوی ، صدای خنده ی دختر رو پسر بود ی خورده نزدیکتر شدم که خوردم به در و در افتاد ، اوین سریع دستمو گرفت و دویید ولی یکی پیرهن منو گرفت و افتادم اوین برگشت که کمک کنه با دیدن کسی که منو گرفته در رفت
حتما قیامش ترسناک بود بالای سرمو نگاه کردم
دیدم ی نفره که بخاطر نبودن روشنایی صورتش سیاه بود و فقط چشمای سبزش برق میزد برای همین بلند جیغ زدم که ی چیزی روی گلوم احساس کردم چاقو بود
مرد - برای چی اومدی اینجا چی می خوای

+م...مم..من ....اووووو....اومَدم.... ببینم چیییی ...ههههسست ... بِزاااار برررَم

مرد - بزارم بری ی فرشته پیدا کردم بزارم بره

دهنش بو الکل میداد پس اگه الان بزنمش میوفته اخه اگه م*س*ت باشه تعادل نداره برای همین هولش دادم ولی نیوفتاد

مرد - آ آآ کجا کوچولو همین جا باش قول میدم خوشبگذره

دوباره هولش دادم که افتاد برای همین از دستش فرار کردم ولی دوباره گرفتم که از پشت افتاد روی چیزی و گرمیه خون رو روی کمرم احساس کردم دیگه نمیتونستم بلند شم هر کاری کردم کمرم جون نداشت مرده اومد نزدیکم و سرش روربه سرم نزدیک کرد فاصلمون فقط به اندازه ی دو انگشت بود اومد کاری بکنه که چشمامو محکم بستم ولی چیزی
دیدگاه ها (۶)

قربونت برم با این خمیازه ای که میکشی 💋 ❤

#پارت-نهم خواستم چشمامو بزارم روی هم که صدای رویا مانع شد رو...

+شاید نتونم بهت تولدتو تبریک بگم ولے..-ولے چے؟+شب میام تو خو...

(دلداده)ا/ت:آره شروع کردم به ناز کردن سرش تقریبا یه ۱۰ مین د...

پارت پانزده که برای تحصیل به کره برم بمونمرفتیم خونه خیلی خو...

(دلداده)زنگ زدم جونگکوک به به ثانیه نکشید که جواب داد جونگکو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط