{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

یارو ميخواست از دست گربه خونه خلاص بشه گربه رو گذاشت تو گ

یارو ميخواست از دست گربه خونه خلاص بشه گربه رو گذاشت تو گوني و برد يجاي دور ولش كرد بعد از دو ساعت زنگ زد به زنش گفت : گربه اومده؟ زنش گفت اره گفت ازش بپرس از كدوم خيابون اومده من گم شدم
دیدگاه ها (۷)

salam be hamegi sobeton bekheir,haleton khobe

جهان سوم جاییه که وقتی راهنما می زنی بهت راه نمی دن ولی وقتی...

دقت کردین ما دانشجوهای واقعی وقتی چیزی نمی فهمیم از بغل دستی...

من که از آتش هجران تو دلسوخته ام آتش عشق به کانون دل افروخته...

𝐏𝐚𝐫𝐭𝟑𝟏_خدایا بهم صبر بده +امین _بریم جیمین ماشین رو روشن کرد...

پسر بد (55)

فیک { سایه های دل } 𝗉.𝟥*سئول، ساعت 6:30 صبح، خوابگاه*- اخ پس...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط