کف دستم تقلب نوشتم رفتم سر جلسه یه دفه خانم مراقبه اومد ب

کف دستم تقلب نوشتم رفتم سر جلسه یه دفه خانم مراقبه اومد بالای سرم گف داری چیکار میکنی??منم گفتم دارم دعا میکنم خدا کمکم کنه!!
گف پس اینا چیه رو دستت?!?!?
منم یه نگا کردم گفتم:

وای باورم نمیشه خدا جوابارو بهم رسوند!!!!

یه دفعه مراقبه گفت: تورو خدا دعا کن منم شوهر گیرم بیاد^_^
دیدگاه ها (۱۷)

رمان عشق ممنوع

پارت8امروز تو مدرسه اجرا داشتم.من هان و هیونجین گیتار میزنیم...

کوک : چه زری‌زدی کوک میخواست بره 🖕🏻 بگیره به فاک بده امه لیا...

پارت ۲: دیدارِ غیرمنتظرهسریع دویدیم سمتِ سالن پرواز، نفسم دا...

سرنوشت پارت(۱۳)

𝑴𝒚 𝑴𝒂𝒇𝒊𝒂𝑪𝒉𝒂𝒑𝒕𝒆𝒓 01 • 𝑷𝒂𝒓𝒕 016"""""""""""""""""""""""""""""""...

پارت ۱۸

𐙚 پارت ³ | ویو نامراصدای زنگ مدرسه توی سالن غذاخوری پیچید و ...

پارت 10کوک لباسشو دراوورد و دوباره سمت لبام حمله ور شد. مکای...

Forbidden love⑤دو ماه بعدرینا: ا/تا/ت: جانمرینا: امروز با اس...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط