قاتل زنجیرهای من p
قاتل زنجیرهای من ⛓️🩸(p2)
در کلاس باز شده یه پسر قد بلند وارد کلاس شده رفت سمت جایگاه میز استاد گفت
&سلام من استاد جدیدتون هستم اسمم کیم نامجون هست حالا یکی یکی معرفی کنه
همینجوری که گفت همه خودشون معرفی کرد که رسید به اون پسر بلند شد خودشو معرفی کرد پس اسمش تهیونگ چقدر جذاب که نوبت من شده که خودمو معرفی کردم که اون پسر عا اسمش تهیونگ بود داشت نگام می کرد منم مثل بز داشتم نگا میکردم
که النا یه ویسگون از ران نازنینم(خدا شفا بده🗿😐 ) گرفت منم برای تلافی یه گاز مشتی از دستش گرفتم که داشت خودشو کنترل می کرد که داد نزنه منم که تو دفترش نوشتم حقت بود گاو تا بفهمی که ویسگون گرفتن از ران نازنینم شوخی بردار نیست بعد از اینکه ن شتم هواسم رو دادم به استاد که داشت قانون هاش میگفت که اول روز دانشگاه شروع کرد به درس دادن آخ دستم شکسته چقدر حرف میزنه به مولا دستم شکسته اینقدر نکته برداری کردم که صدای زنگ اومد استاد خدافظی کرد رفت منم سریع وسایلم رو جمع کردم که دیدم النا داره با اون پسر جیهون حرف میزنه منم خواستم برم که احساس کردم یکی دستمو کشید به دیوار راهرو کوبید دوتا دستش گذاشته بغل سرم از ترس سرمو بردم بالا که اون پسره تهیونگ رو دیدم به چشمام زل زده بود تا اینکه لب زدم
+چیکار داری میکنی ولم کنه
_ دارم دوست دختر ایندمو نگا میکنم
وایی چرا قلبم اینقدر تند میزنه اون منو دوست دختر آیندش محسوب کرد منو وایی مثل خری که تیتاب داده بهش ذوق کردم
+گم شو بیشعور
_گم میشم تو قلبت پرنسس حتی نخوای بامن باشی ولی تا آخر عمرت مال منی
[ویو راوی ]
ا/ت خواست حرفی بزنه که تهیونگ رفت سمت پله ها همینجوری داشت پایین میرفت به ا/ت یه نگاهی انداخت رفت ا/ت تو اون حالت موند بود تازه یادش اومد نفس بکشه همینجوری که داشت نفس می کشید کا النا اومد..
ویو ا/ت
همینجوری داشتم نفس می کشیدم که النا اومد کوبید پس کلم منم برای تلافی یه پس کله مشتی کوبیدم بهش
~هوی یکم آروم آروم میزدی خر
+دوست داشتم گاو جونم
~بیشعور
+حالا بگو داشتی به اون پسر چندش چی می گفتی
~درباره درس ازم سوال کرد منم مجبور شدم جواب بدم
+اهاپس منم خرم که باور کنم
~آره خری که ....[ادامه دارد]
سلامم
ام حمایت ها خیلی کم شده برای همینه شرط میزارم
شرط[۱۷تالایک و ۳تا بازنشر و ۴تا کامنت ]
شرط ها رسید پارت ۳ رو میزارم 🙃❤️🩹
در کلاس باز شده یه پسر قد بلند وارد کلاس شده رفت سمت جایگاه میز استاد گفت
&سلام من استاد جدیدتون هستم اسمم کیم نامجون هست حالا یکی یکی معرفی کنه
همینجوری که گفت همه خودشون معرفی کرد که رسید به اون پسر بلند شد خودشو معرفی کرد پس اسمش تهیونگ چقدر جذاب که نوبت من شده که خودمو معرفی کردم که اون پسر عا اسمش تهیونگ بود داشت نگام می کرد منم مثل بز داشتم نگا میکردم
که النا یه ویسگون از ران نازنینم(خدا شفا بده🗿😐 ) گرفت منم برای تلافی یه گاز مشتی از دستش گرفتم که داشت خودشو کنترل می کرد که داد نزنه منم که تو دفترش نوشتم حقت بود گاو تا بفهمی که ویسگون گرفتن از ران نازنینم شوخی بردار نیست بعد از اینکه ن شتم هواسم رو دادم به استاد که داشت قانون هاش میگفت که اول روز دانشگاه شروع کرد به درس دادن آخ دستم شکسته چقدر حرف میزنه به مولا دستم شکسته اینقدر نکته برداری کردم که صدای زنگ اومد استاد خدافظی کرد رفت منم سریع وسایلم رو جمع کردم که دیدم النا داره با اون پسر جیهون حرف میزنه منم خواستم برم که احساس کردم یکی دستمو کشید به دیوار راهرو کوبید دوتا دستش گذاشته بغل سرم از ترس سرمو بردم بالا که اون پسره تهیونگ رو دیدم به چشمام زل زده بود تا اینکه لب زدم
+چیکار داری میکنی ولم کنه
_ دارم دوست دختر ایندمو نگا میکنم
وایی چرا قلبم اینقدر تند میزنه اون منو دوست دختر آیندش محسوب کرد منو وایی مثل خری که تیتاب داده بهش ذوق کردم
+گم شو بیشعور
_گم میشم تو قلبت پرنسس حتی نخوای بامن باشی ولی تا آخر عمرت مال منی
[ویو راوی ]
ا/ت خواست حرفی بزنه که تهیونگ رفت سمت پله ها همینجوری داشت پایین میرفت به ا/ت یه نگاهی انداخت رفت ا/ت تو اون حالت موند بود تازه یادش اومد نفس بکشه همینجوری که داشت نفس می کشید کا النا اومد..
ویو ا/ت
همینجوری داشتم نفس می کشیدم که النا اومد کوبید پس کلم منم برای تلافی یه پس کله مشتی کوبیدم بهش
~هوی یکم آروم آروم میزدی خر
+دوست داشتم گاو جونم
~بیشعور
+حالا بگو داشتی به اون پسر چندش چی می گفتی
~درباره درس ازم سوال کرد منم مجبور شدم جواب بدم
+اهاپس منم خرم که باور کنم
~آره خری که ....[ادامه دارد]
سلامم
ام حمایت ها خیلی کم شده برای همینه شرط میزارم
شرط[۱۷تالایک و ۳تا بازنشر و ۴تا کامنت ]
شرط ها رسید پارت ۳ رو میزارم 🙃❤️🩹
- ۱۰.۸k
- ۰۹ فروردین ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۱۷)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط