{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

مرحله پنجم اعزاداری پارت 63

مرحله پنجم اعزاداری پارت 63

جیهیون جوری گریه میکرد که حتی خنده هاشم قاطی گریه هاش شده بود حتی خودمم دلم تنگ شده برا اون روزا که با جیهیون خوش بودم
ـ امشب قبول میکنم پیشم بخوابی
جیهیون ـ واقعا؟
ـ اوهوم فقط امشب
جیهیون ـ ممنونم ازت، واقعا ازت ممنونم
اشکاشو پاک کردم
ـ دیگه گریه نکن خب؟
جیهیون ـ باشه
ـ فقط یه مشکل دارم، لباس ندارم اینجا
جیهیون ـ هنوز لباسات اینجان
ـ چی؟
دستمو گرفت و برد تو اتاقش و در کمد که باز کرد دیدم نصف لباسام اینجان
ـ تو لباسای منو نگه داشتی؟*خنده ی ریز *
جیهیون ـ اوهوم
ـ خب میشه بری بیرون لباسمو عوض کنم؟
جیهیون ـ من که بدنتو دیدم
ـ عا، ماجا، اما خجالت میکشم
جیهیون ـ باشه میرم بیرون
جیهیون رفت بیرون لباس عوض کردم و جیهیونم لباساشو عوض کرد از شانس گندم تختش یه نفره بود
داراز کشیدیم رو تخت که سریع منو بغل کرد و سرشو گذاشت رو سینم و خوابید نمیدونم چرا اینجوری شد که با موهاش بازی میکردم که خوابم برد
ویو یونجون
یونجو ـ حوصلم سر رفته
ـ میگی کجا ببرمت این موقع شب
یونجو ـ جای نمیخواد ببریم همین که تو ماشین بشینم راضیم
یونجون ـ خیلی خب باشه، لباست که خوبه فقط یه کتی چیزی بردار یخ نکنی
یونجو ـ باشه
دیدگاه ها (۰)

ولی این دوتا تا ابد>> ادیتم نظر پلیز؟؟

مرحله پنجم اعزاداری پارت 64باهم رفتیم تو ماشین نشستیم یونجو ...

مرحله ی پنجم اعزاداری پارت 62جسیکا ـ داری باهام لاس میزنی؟ ـ...

مرحله ی پنجم اعزاداری پارت 61ویو جیهیون رفتم سمتش انگار تو ع...

پارت پنج

پارت هفتم | دیدار دوبارهپارک لاراـ لارااااا!تو خواب نازم بود...

خدمتکار من پارت8درحال چرخ زدن توی مرکز خرید بودن ولی هیچی نخ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط