{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

دربابنگرانی

#در‌باب‌نگرانی❤️‍🩹🌿

من از همون روز اول،
نگران به دنیا اومدم!
نگران گم کردن،
نگران از دست دادن...
خوب که نگاه می‌کنم،
می‌بینم من همه‌ی عمرم رو ترسیدم.
بچه که بودم،
از همون اولین روز مدرسه نگران گم‌کردن کیف و دفتر و کلاهم بودم،
هرچی بزرگتر شدم نگرانی‌هامم بزرگتر شد؛
از یه جایی به بعد نگران آدمایی شدم
که هر لحظه می‌ترسیدم از دستشون بدم،
آدمایی که بخاطرشون زندگی می‌کردم...
تازه اونجا بود که فهمیدم
"من حتی برای خودمم زندگی نمی‌کنم"
من هیچ‌وقت نفهمیدم وقتی کسی آدم رو ترک میکنه،
توی ذهنش چی می‌گذره...
این‌که آدم تا کجا می‌تونه بره
و یه نفر رو فراموش کنه،
من تازگیا به نگرانی عجیبی مبتلا شدم
نگرانم،
برای از دست دادن دوباره‌ی آدمی که نیست.
نگرانم..!
#golhasbo
دیدگاه ها (۰)

#دلنوشته ♥️🚌خیلی خوشگل نبود،یه صورت معمولی داشت، با چشمای مع...

صبح بویِ زندگیبویِ راستگویی🌸🍂بویِ دوست داشتن وبویِ عشق و مهر...

صبح بخیر......🍁💐#golhasbo👩‍⚕ ‎‌‌‌‌‌‌‌ ‌‌ ‌‌‌‌‌‌‌‌‌

part:16name:عشق وجداییویو بورااز عمارت خیلی دور شده بودم ولی...

پارت11 "صبح" جونگکوک وبو امروز بهم خبر رسید که بابام مرده رو...

fallible love(عشق خطاپذیر)

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط