{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

ای دوست، فتاد با تو حالی دل را

ای دوست، فتاد با تو حالی دل را
مگذار ز لطف خویش خالی دل را
زیبد به جمال تو خود بیارایی دل
زیرا که تو بس لایق حالی دل را
دیدگاه ها (۰)

از بادهٔ عشق شد مگر گوهر ما؟آمد به فغان ز دست ما ساغر ما

تا ظن نبری که مشکلی نیست مرادر هر نفسی درد دلی نیست مرامشکل‌...

سودای تو کرد لاابالی دل راعشق تو فزود غصه حالی دل راهر چند ز...

تا با توام، از تو جان دهم آدم راوز نور تو روشنی دهم عالم راچ...

گل اشکم شبی وا میشد ای کاش / همه دردم مداوا میشد ای کاشبه هر...

بسم الله الرحمن الرحیم بغضی نشسته در گلوی من ای دل چه می‌کنی...

در گوشه‌اي ز #صحن تو قلبم نشسته اسـتدل، طوقِ الفتی بـه #ضریح...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط