{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

سودای تو کرد لاابالی دل را

سودای تو کرد لاابالی دل را
عشق تو فزود غصه حالی دل را
هر چند ز چشم زخم دوری، ای بینایی
نزدیک منی چو در خیال دل را
دیدگاه ها (۰)

ای دوست، فتاد با تو حالی دل رامگذار ز لطف خویش خالی دل رازیب...

از بادهٔ عشق شد مگر گوهر ما؟آمد به فغان ز دست ما ساغر ما

تا با توام، از تو جان دهم آدم راوز نور تو روشنی دهم عالم راچ...

مباد روزی چشم من اي چراغ امیدکه خالی از تو ببینم شبی سرای تو...

ای ز سودای تو دل شیدا شدهزآتش عشق تو آب ما شدهعاشقان در جست ...

#شعر_قدیمی 🍃مجنون چو حدیث عشق بشنیداول بگریست پس بخندیداز جا...

با خیالت ، " بیخیال هر خیالی میشوم " در خیالات خودم حالی به ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط