آیدل جذاب من
آیدل جذاب من
پارت⁷⁸
ویو ات
در رو باز کرد که اول آنا و آلیسا افتادند و تهیونگ روی آنا افتاد و جونگ کوک هم روی آلیسا افتاد
آلیسا:آی
آنا:آخ کمرمممممم
تهیونگ و جونگ کوک سریع بلند شدن و اونارو بلند کردن
قیافه آنا کاملا جمع شده بود،تهیونگ اونو تو بغلش کشید
تهیونگ:آخ بمیرم برات،خیلی درد میکنه؟
آنا:آره(بغض)
ات:بچه ها؟
تهیونگ آنا رو براید استایل بغل کرد و رفت
انگار آلیسا و جونگ کوک هم میخواستن بحث رو عوض کنن
جونگ کوک:آلیسا خوبی؟
آلیسا:ن..آره آره خوبم
جونگ کوک سری تکون داد
جونگ کوک:ببخشید..
آلیسا:اشکال نداره بابا،راستی بریم قهوه بخوریم؟
جونگ کوک:آره آره بریم
اونا هم رفتن،واقعا میخواستم برم بزنمشون
آخه رفیق اینقدر فضول
خنده ای کردم و
ادامه دارد...
پارت⁷⁸
ویو ات
در رو باز کرد که اول آنا و آلیسا افتادند و تهیونگ روی آنا افتاد و جونگ کوک هم روی آلیسا افتاد
آلیسا:آی
آنا:آخ کمرمممممم
تهیونگ و جونگ کوک سریع بلند شدن و اونارو بلند کردن
قیافه آنا کاملا جمع شده بود،تهیونگ اونو تو بغلش کشید
تهیونگ:آخ بمیرم برات،خیلی درد میکنه؟
آنا:آره(بغض)
ات:بچه ها؟
تهیونگ آنا رو براید استایل بغل کرد و رفت
انگار آلیسا و جونگ کوک هم میخواستن بحث رو عوض کنن
جونگ کوک:آلیسا خوبی؟
آلیسا:ن..آره آره خوبم
جونگ کوک سری تکون داد
جونگ کوک:ببخشید..
آلیسا:اشکال نداره بابا،راستی بریم قهوه بخوریم؟
جونگ کوک:آره آره بریم
اونا هم رفتن،واقعا میخواستم برم بزنمشون
آخه رفیق اینقدر فضول
خنده ای کردم و
ادامه دارد...
- ۱۶۰
- ۰۷ خرداد ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۴)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط