آیدل جذاب من
آیدل جذاب من
پارت⁷⁷
ویو ات
دستشو روی کمرم گذاشت و داشتم همراهیش میکردم که گازی از لبم گرفت که آهی کردم و دهنم کمی باز شد که زبونشو وارد دهنم کرد،برآمدگی روی شلوارش رو کاملا حس میکردم،قوصی به کمرم دادم که از من جدا شد،خیره نگاهم کرد و بلند شد و دستمو کشید و به سمت در رفتیم
ات:جـ..جیهوپ،کجا میریم؟
جوابی ازش دریافت نکردم که وارد یه اتاق شد و در بست و قفل کرد
تا حالا تو این اتاق نیومده بودم،شبیه خونه کوچیک بود همونقدر تکمیل،تخت،حموم،مبل،تلویزیون،یخچال و...
روی تخت پرتم کرد و روم خیمه زد،آب دهنمو قورت دادم
سرشو تو گردنم فرو برد و کیس مارکی زد،ناخنامو توی بازوش فرو کردم و لبمو گاز گرفتم که صدام درنیاد و اوضاع رو بدتر از این نکنم؛بعد از کلی مارک گذاشتن دوباره سمت لبم اومد،بعد از چند مین نفس کم آوردم و مشت به سینش زدم تا ازم جدا شه کمی فاصله گرفت،لبم میسوخت و مطمعن بودم لبم باد کرده
جیهوپ:ات نیاز...
دستمو روی لبش گذاشتم و با ناله گفتم
ات:جیهوپ خواهش میکنم،ما الان تو کمپانی ایم
ناچار عقب رفت
جیهوپ:الان باشه،ولی بعدا جبران میکنی
سری تکون دادم و به سمت آینه رفتم،نگاهم به گردنم خورد،لبخندی کمرنگ زدم و دستی روش کشیدم
جیهوپ:هوم،پس دوس داری
سریع دستمو پایین رفتم
ات:ام... ببریم بیرون..گشنمه
جیهوپ پوزخندی زد و قفل در رو باز کرد که
ادامه دارد
پارت⁷⁷
ویو ات
دستشو روی کمرم گذاشت و داشتم همراهیش میکردم که گازی از لبم گرفت که آهی کردم و دهنم کمی باز شد که زبونشو وارد دهنم کرد،برآمدگی روی شلوارش رو کاملا حس میکردم،قوصی به کمرم دادم که از من جدا شد،خیره نگاهم کرد و بلند شد و دستمو کشید و به سمت در رفتیم
ات:جـ..جیهوپ،کجا میریم؟
جوابی ازش دریافت نکردم که وارد یه اتاق شد و در بست و قفل کرد
تا حالا تو این اتاق نیومده بودم،شبیه خونه کوچیک بود همونقدر تکمیل،تخت،حموم،مبل،تلویزیون،یخچال و...
روی تخت پرتم کرد و روم خیمه زد،آب دهنمو قورت دادم
سرشو تو گردنم فرو برد و کیس مارکی زد،ناخنامو توی بازوش فرو کردم و لبمو گاز گرفتم که صدام درنیاد و اوضاع رو بدتر از این نکنم؛بعد از کلی مارک گذاشتن دوباره سمت لبم اومد،بعد از چند مین نفس کم آوردم و مشت به سینش زدم تا ازم جدا شه کمی فاصله گرفت،لبم میسوخت و مطمعن بودم لبم باد کرده
جیهوپ:ات نیاز...
دستمو روی لبش گذاشتم و با ناله گفتم
ات:جیهوپ خواهش میکنم،ما الان تو کمپانی ایم
ناچار عقب رفت
جیهوپ:الان باشه،ولی بعدا جبران میکنی
سری تکون دادم و به سمت آینه رفتم،نگاهم به گردنم خورد،لبخندی کمرنگ زدم و دستی روش کشیدم
جیهوپ:هوم،پس دوس داری
سریع دستمو پایین رفتم
ات:ام... ببریم بیرون..گشنمه
جیهوپ پوزخندی زد و قفل در رو باز کرد که
ادامه دارد
- ۱۵۰
- ۰۶ خرداد ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۳)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط