آیدل جذاب من
آیدل جذاب من
پارت⁷⁶
ویو ات
بعد از کلی تمرین خسته روی مبل افتادیم،جیهوپ هم کنارم لم داده بود
ات:واییی خیلی خسته شدمممم
جیهوپ خنده ای کرد و از اون حالت در اومد و نشست،چشاشو ریز کرد و لبخند مرموزانه ای زد
جیهوپ:میخوای یکاری کنم خستگیت بره؟
چشمو ریز کردم و نگاش کردم
ات:نمیدونم چی تو سرته،ولی اره
نزدیک اومد و لبشو رو لبم گذاشت،یه لحظه شوکه شدم،اون چشاشو بسته بود و انگار داشت لذت میبرد،کمی عقب رفت و تو چشم هام خیره شد،یهو تو یه حرکت بلندم کرد و روی پاش نشوندتم
ات:هین،جیهوپ یکی میبینه
جیهوپ:محض اطلاع شیشه از بیرون دودیه
اینو گفت و لبشو رو گذاشت رو لبم،دستمو دور گردنش حلقه کرد و همراهیش کردم؛هیچوقت فکر نمیکردم که من حتی بتونم با جیهوپ حرف بزنم.
که
ادامه دارد...
پارت⁷⁶
ویو ات
بعد از کلی تمرین خسته روی مبل افتادیم،جیهوپ هم کنارم لم داده بود
ات:واییی خیلی خسته شدمممم
جیهوپ خنده ای کرد و از اون حالت در اومد و نشست،چشاشو ریز کرد و لبخند مرموزانه ای زد
جیهوپ:میخوای یکاری کنم خستگیت بره؟
چشمو ریز کردم و نگاش کردم
ات:نمیدونم چی تو سرته،ولی اره
نزدیک اومد و لبشو رو لبم گذاشت،یه لحظه شوکه شدم،اون چشاشو بسته بود و انگار داشت لذت میبرد،کمی عقب رفت و تو چشم هام خیره شد،یهو تو یه حرکت بلندم کرد و روی پاش نشوندتم
ات:هین،جیهوپ یکی میبینه
جیهوپ:محض اطلاع شیشه از بیرون دودیه
اینو گفت و لبشو رو گذاشت رو لبم،دستمو دور گردنش حلقه کرد و همراهیش کردم؛هیچوقت فکر نمیکردم که من حتی بتونم با جیهوپ حرف بزنم.
که
ادامه دارد...
- ۱۳۹
- ۰۶ خرداد ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۳)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط