{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

وقتی بچه بودم منو میزاشتی رو دلت و ازم میپرسیدی قلب بابا

وقتی بچه بودم منو میزاشتی رو دلت و ازم میپرسیدی قلب بابا کیه؟
منم با صدای کودکانه میگفتم: مـــن
بازم میپرسیدی جیگر بابا کیه؟
میگفتم: مـــــن
و باز میپرسیدی چشم بابا کیه؟
میگفتم: مـــــن
اون موقع ها درک نمیکردم قلب بابا بودن و جیگر بابا بودن و چشم بابا بودن یعنی چی!؟
اینو وقتی متوجه شدم که صورتت پر از چروک شده و موهات رنگ سیاهشو داده به سفیدی! بابایی تمام موهاتودیدم ﮐﻪ ﺑﺨﺎﻃﺮم سفیدشدواززجرکشیدن من آروم آروم شکستی ...
آره تازه فهمیدم قلب بابا بودن یعنی وقتی تو ناراحتی من دل تو دلم نیست ،
جیگر بابا بودن یعنی وقتی مریضی و ناخوشیتو میبینم جیگرم آتیش میگیره
و چشم بابا بودن یعنی وقتی نور چشمات کم شدن چشمای منم خیس شدن
"""بابایی خیلی خیلی خیلی خیلی دوست دارم"""
دیدگاه ها (۷)

دیشب گرمم بود ناجورا ناجور پشه زبونشو اورده بودبیرون بهم میی...

حتما حتما بخونید...امروز سر چهار راه کـتـک بـدی از یـک دختـر...

#بخون قشنگه #گنجیشک کوچــــــــولــو از پشت شیــــــشه گفت :...

در یکی از دبیرستان ها هنگام برگزاری امتحانات سال ششم دبیرستا...

in your eyes

پارت ۲۳برای چند ثانیه کامل مغزم کار نمیکرد.فقط گرمای نفس‌های...

وقتی بین بچه هاش فرق می‌گذاشت P³رفتم سوار شدم*پس بورام کو **...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط