دلیل دوست داشتنم را از خودت باید بپرسی
دلیل دوست داشتنم را از خودت باید بپرسی
آن زمان که در چشمهایم نگاه می کردی
انگشتانت که موهایم را تاب میداد دور خودش
دستانت که دستانم را محکم گرفت
آن پیام های شبانه
آن قرارهای عاشقانه
تولد من را کسی خاطرش نبود
تو روز تولدم را حتی به خودم یادآوری کردی
آن حلقه زیبایی که در انگشت دست چپم کردی
وقتی گفتی دیگر صاحب داری
آن حساسیت هایی که روی من داشتی
کسی مرا چپ نگاه میکرد حسابش با کرم الکاتبین بود
کسی برایش مهم نبود بیمار باشم یا نباشم
تو کوچکترین تب مرا می فهمیدی
یادت نیست تمام خانه را پر از رنگ مورد علاقه ام کردی
آن خانمم گفتن هایت
آن غیرتی شدن هایت
آن اخم کردن هایت که موهایت را بپوشان
حالا میپرسی چرا عاشقت شدم ؟
میپرسی چرا دوستت دارم ؟
یک زن مگر چه میخواهد از مردش
آن روزی که خودت با خودکار نامم را در شناسنامه ات نوشتی گفتم
ننویس بغض کردی و گفتی چرا ؟ مگر مرا دوست نداری ؟
بماند آن بوسه ها و لحظه های عاشقانه
حالا شاکی از چه هستی ؟
از این که عاشقت هستم ، از اینکه سد راهت شدم که نروی
تو خودت باعث شدی من اینگونه عاشقت باشم
کمی انصاف داشته باش ........
آن زمان که در چشمهایم نگاه می کردی
انگشتانت که موهایم را تاب میداد دور خودش
دستانت که دستانم را محکم گرفت
آن پیام های شبانه
آن قرارهای عاشقانه
تولد من را کسی خاطرش نبود
تو روز تولدم را حتی به خودم یادآوری کردی
آن حلقه زیبایی که در انگشت دست چپم کردی
وقتی گفتی دیگر صاحب داری
آن حساسیت هایی که روی من داشتی
کسی مرا چپ نگاه میکرد حسابش با کرم الکاتبین بود
کسی برایش مهم نبود بیمار باشم یا نباشم
تو کوچکترین تب مرا می فهمیدی
یادت نیست تمام خانه را پر از رنگ مورد علاقه ام کردی
آن خانمم گفتن هایت
آن غیرتی شدن هایت
آن اخم کردن هایت که موهایت را بپوشان
حالا میپرسی چرا عاشقت شدم ؟
میپرسی چرا دوستت دارم ؟
یک زن مگر چه میخواهد از مردش
آن روزی که خودت با خودکار نامم را در شناسنامه ات نوشتی گفتم
ننویس بغض کردی و گفتی چرا ؟ مگر مرا دوست نداری ؟
بماند آن بوسه ها و لحظه های عاشقانه
حالا شاکی از چه هستی ؟
از این که عاشقت هستم ، از اینکه سد راهت شدم که نروی
تو خودت باعث شدی من اینگونه عاشقت باشم
کمی انصاف داشته باش ........
- ۲.۹k
- ۰۹ اسفند ۱۳۹۵
دیدگاه ها (۳۴)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط