پارت

پارت ۲
کراواتش رو شل کرد و نزدیکه لین شد و انداختش رو کاناپه

لین : داری چیکار میکنی
 
تهیونگ دستش رو گذاشت کنار لین و صورتش رو نزدیکه لین کرد در باز شد و بادیگارد ها ریختن داخل با دیدن این صحنه همه رفتن بیرون ، لین از خجالت سرخ شده بود

تهیونگ اومد بالا

لین : واقعا نمیدونم چجوری ازت تشکر کنم
حالا ازم چی میخوای ؟

تهیونگ : میخام تو خونم کار کنی

لین : واقعا؟ وایی بهم حقوق میدی؟

تهیونگ : نه

لین : چراا؟

تهیونگ : خب من برات یه لطفی کردم تو هم باید برام جبران کنی

لین : باشه مشکلی نیست
از کی بیام ؟

تهیونگ : از همین امشب

لین : چی از امشب؟؟؟😳
 
تهیونگ : آره

لین : باشه

آقای بیک اومد و جلسه تهیونگ تموم شد
تهیونگ بلند شد و به لین گفت

تهیونگ : نمیخوای بیای؟

لین : عا نه اومدم

تهیونگ حرکت کرد و لین هم داشت پشتش میومد یهو اون مردک مست که لین هلش داد دستش رو گذاشت روی شونه لین ، لین شونشو عقب اوورد

لین : چیکار میکنی؟

مردک : تو چی فکر کردی در مورد من من صدتا مث تو رو میخرم و میفروشم اگر نیای یکاری میکنم که به غلت کردن بیوفتی

لین رفت پشت تهیونگ قایم شد

تهیونگ: چه زری زدی؟

مردک : هه هه هه هه..😂
دیدگاه ها (۰)

پارت ۳مردک : برو بگو بزرگترت بیادتهیونگ سرشو اوورد بالا یه پ...

لباس خدمتکاری لین

استایل تهیونگ توی بار

کفش و لباس لین توی بار

عشق اغیشته به خون )پارت ۱۹۵مین جی گنگ گفت : اینو ولش کن .. ت...

عاشق یه خلافکار شدم پارت ۲۶تهیونگ : بیا توآروم درو وا کردم و...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط