قشنگترین عذاب من فصل دو پارت ۱۰

قشنگترین عذاب من فصل دو پارت ۱۰
ویو نویسنده
بعد از اینکه تو اتاق تنها شدن قدمی به عقب برداشت و با تردید رو مبل نشست
اسمش رو با عجز صدا زد ، دنیاش بهم می‌ریخت وقتی اون چشمای غمناک رو میدید.
تو نگاهش هر چیزی دیده میشد... اما بیشتر از همه اون درد فریاد میزد
شرمندگی ، ناراحتی ، بغض ، غم ، درموندگی ، خستگی و...
چقدر عجیب بود ! اون که تو خوندن چشم ها خیلی موفق نبود... الان چشمای معشوقه اش رو بهتر از هرکسی میدید. میدید که چقدر عذاب روشه
دوباره چشم هاش پر از اشک شد و سرش رو پایین انداخت
ته : جونگ کوک من؟ نمی‌خوای که قلبم بگیره!؟ سرتو بالا بگیر(لبخند تلخ)
از طرفی تو دلش ذوق زده بخاطر لقبش بود و از طرفی دلشکسته از ناراحتی اون.
کوک : ن...نمیتونم(آروم)
ته : چرا؟
کوک : نمیتونم...نمیتونم تو چشمات نگاه کنم. وقتی درد و غم رو...تو چشمات میبینم نمیتونم خودمو کنترل کنم(ناراحت)
-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-
'فلش بک به دو روز بعد'
نمی‌خواست حالا که با جونگ کوکیش تنهاس حالش رو بد کنه...
هرچند که زود یا دیر از اتفاقی که قراره بیوفته با خبر میشد.
نفسش رو عمیق و با درد بیرون داد و به کوکی که پشت گاز وایستاده بود نگاه میکرد



فصل اول و بقیه پارت های فصل دوم تو پیج قبلیم هست
میتونید بخونید
دیدگاه ها (۵)

پارت ۴۱

𝐓𝐫𝐨𝐮𝐛𝐥𝐞 𝐋𝐨𝐯𝐞 | عشق دردسرساز 𝐏𝐚𝐫𝐭 : 𝟐 فردای اون روز، وقتی وا...

𝐌𝐲 𝐄𝐭𝐞𝐫𝐧𝐚𝐥 | جاودانه‌ی من𝐏𝐚𝐫𝐭:𝟒صدای جونگ‌کوک از پشت سرشون بو...

« فقط پیش تو » چند دقیقه گذشته بود و جونگ‌کوک هنوز سرش روی پ...

تک پارتی✨هر چند دقیقه یک‌ بار خودش رو توی آینه ماشین نگاه می...

اجبار به بدبختی پارت۲۲

𝑺𝒕𝒂𝒚 𝒊𝒏 𝒎𝒚 𝒂𝒓𝒎𝒔 𝑷𝒂𝒓𝒕: ...

💜 آرمیِ دردسرساز | پارت دومروز بعد | ساعت ۸ شبجونگ‌کوک پشت م...

نصف فیلم گذشته بود.ات حالا تقریباً به صندلی جونگ‌کوک چسبیده ...

### پارت ۹: انتخابِ اجباریانبارِ قدیمی اسکله، بویِ مرگ و اند...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط