{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

باید که تو باشی و تو باشی و تو باشی

باید که تو باشی و تو باشی و تو باشی
تا در دل تاریک شبم نور بپاشی

باید که تو باشی و بمانی به کنارم
چشمان تو مانند گل و ترمه و کاشی

باید که تو باشی که من آرام بگیرم
اینجا چه غریبم تو اگر یار نباشی

باید که تو باشی و تمام غزلم را
تا قاب بگیری بگذاری لب کاشی

باید که تو باشی تو ای عشق همیشه
در خانه ی تنگ دل من بلکه تو جا شی

تا مرغ دلم بر لب بام تو نشیند
باید که تو باشی و تو باشی و تو باشی..
دیدگاه ها (۸)

صبح ما خیراست ای یاران ز پیغام شماجان ما مست است دایم از می ...

بسیار زیبا و دلنشینکنارت عشق معنا می شود سوگند لازم نیست /به...

طواف میکند دلم به دور کعبه دلت نماز خود شکسته ام به شوق وصل ...

یادته یه روزایی تو دل زمستون و سرما دستام گرم بود ؟؟نیازی به...

رمان

کسوف

FORCED LOVEPart:18───صبح بعد از اون شب.نورِ خورشید از پنجره ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط