{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

من زنده بودم اما انگار مرده بودم*

من زنده بودم اما انگار مرده بودم*
از بس که روزها را با شب شمرده بودم*
یک عمر دور و تنها، تنها به جرم اینکه*
او سر سپرده میخواست من دل سپرده بودم*
دیدگاه ها (۶)

بغض بزرگترین نوع اعتراضه...اگه بشکنه...دیگه اعتراض نیست........

♫♫♫ﺗﺎ ﺣﺮﻑ ﻋﺸﻖ ﻣﯿﺸﻪ ﻣﻦ ﻣﯿﺮﻡ ﻣﻦ ﺳﺨـــﺖ ﺍﺯﯾﻦ ﺣﺮﻓـــﺎﺩﻭﺭﻡﻣﻨﻢ ﯾــ...

در این بازاره نامردی به دنبال چه میگردی؟ نمیابی تو هرگز نشان...

بهانه هایت برای رفتن چه بچه گانه بود چه بیقرار بودی زودتر بر...

همه عمر بر ندارم سر خود زِ آستانش،که فقط سپرده ام دل به علی ...

آمروز دیدم چاقو دستشه داره خیار پوست میکنهوای نمیدونین نزدیک...

به خود گفتم از عمر رفته چه ماند؟دل خسته لرزید و گفتا : دریغب...

پارت ۱۶بعد از رفتن تهیونگ، با عصبانیت برگشتم سمت جونگکوک._پد...

ورق بزنید.....

🌙🍫مرا در سایه‌ی چشمت پناهی ده🍫به این دل، از غمِ دنیا گواهی د...

🕗 #وقت_سلام

عکس_پس زمینه_موبایل

شب، همیشه شبیه یک آینه‌ست؛ آینه‌ای که آدم را با خودش تنها می...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط