{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

لعنت به روزایی که تو نیستی

لعنت به روزایی که تو نیستی
لعنت به شبهایی که من تنهام
تو خیلی ساده رفتی از دستم
لعنت به من، لعنت به این دستام

لعنت به ساعتای رومیزی
لعنت به ساعتای دیواری
لعنت به هرچی ساعته اصلاً
وقتی شبا تا صبح بیداری

بیزارم از دوربین عکاسی
از قاب عکسای روی دیوار
از عکسایی که خالین از تو
من هستم و تنها خودم انگار

لعنت به دفتر خاطراتی که
یادت میارن خیلی تنهایی
لعنت به اون حسّی که هی میگه
امروز یا فردا تو می آیی

لعنت به هرچی فاصله داریم
حتّی به_خطّ فاصله_لعنت
لعنت به جادّه ها و کیلومتر
لعنت به ماه و هفته و ساعت

لعنت به اون شبا که بارونه
امّا سر یکّی دیگه اس چترت
لعنت به هرچی عطره تو دنیا
با عطر بارون یکّیه عطرت

لعنت به این روزای تکراری
که سایه تم حتّی کنارم نیس
لعنت به اون که وقتی من میخوام
سر روی بازوهاش بذارم نیس...
دیدگاه ها (۳)

ﻋﺸــــﻖ ﻫــﺎﮮ ﺍﻣﺮﻭﺯﮮ ﯾﻌﻨــﮯ ......... . . . ﺩﻭﺳﺘـــ ﺩﺍﺷﺘـــﻦ...

غمگین ترین “درد”…“مرگ ” نیستدلبستگی به کسی است که بدانی“هست”...

ﻏﻤﺨﻮﺍﺭ ﻣﻦ ! ﺑﻪ ﺧﺎﻧﻪ ﯼ ﻏﻢ ﻫﺎ ﺧﻮﺵ ﺁﻣﺪﯼﺑﺎﻣﻦ ﺑﻪ ﺟﻤﻊ ﻣﺮﺩﻡ ﺗﻨﻬﺎ ﺧﻮ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط