{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

‌

‌
در ژرفنای درون‌ام
نی‌لبکی محزون هست
هر سال
پاییز که می‌آید
آن‌را بر لبش می‌نهد
باد در هم می‌پیچد و
چشم تنهایی خیس می‌شود و
انتظارم فرومی‌ریزد و
حیاط شعرم آکنده می‌شود
از برگ درخت!


#شیرکو_بیکس


‌
دیدگاه ها (۳)

‌‌‌‌‌♪🌸‍ꦿپاییز یڪ شعر است یڪ شعر بی‌مانندزیباتر و بهتر از ان...

موسیقی

موسیقی

⊹⊱او شب هنگام آمد⊰⊹‌p72باغ زیر نور ماه، حال و هوای عجیبی داش...

📖 آکادمی آستریاپارت یازدهم | «دختری که زمان را متوقف می‌کرد»...

──• ⌞𝐌𝐚𝐬𝐤⌝ •──نـقــاب⁹⁹فنجون قهوه‌ش از دستش افتاده بود و دست...

✦ اولین گناه ✦فصل پانزدهم: ردِ پایی که در تاریکی گم شدسیلی.د...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط