{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

امروز که پاییز به من تاخته؛

امروز که پاییز به من تاخته؛
و پنجره‌هایم را گرفته،
نیاز دارم که نامت را بر زبان بیاورم.
نیاز دارم که آتش کوچکی برافروزم.
به لباس نیاز دارم،
به بارانی؛
و به تو...
ای ردای بافته‌شده
از شکوفه‌ی پرتقال و گل‌های شب‌بو!

#نزار_قبانی

دیدگاه ها (۳)

‌در ژرفنای درون‌امنی‌لبکی محزون هستهر سالپاییز که می‌آیدآن‌ر...

‌ببین!ویران شده‌امبر باد رفته‌اماز پای تا به سر غرق در عشق ش...

‌هردو راه درازی آمده‌ایمتو های‌وهوی و چهچهه‌ی بهار را پشت‌سر...

‌دهانت را می‌بویندمبادا گفته باشی دوستت می‌دارم...‌

📖 آکادمی آستریاپارت اول | «دختری از آب و یخ»هیچ‌کس نمی‌دانست...

معامله p7جونگ‌کوک چند ثانیه به تهیونگ نگاه کرد.بعد لبخند کوچ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط