{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

چتر

چتر
از اول نبود
باران
طور دیگری می بارید
پیراهن نبود
ادم طور دیگری نگاه می کرد
شاید هم مرگ نبود
طور دیگری می مردیم
دیدگاه ها (۱)

شــاید خـــوشبختی این باشد که با خودت نگوییکـاش جای دیـــگری...

پارت اول: باران بعد از نیمه‌شبباران از عصر شروع شده بود و حا...

«درخواستی» رمان «عطر باران و لبخند تو»پارت ۵: باران ناگهانیع...

عاشقانه های شبنم

پارت هفتم | بعد از تعطیلیآن شب، باران دوباره شروع شده بود.سا...

🌷 𝐅𝐋𝐎𝐖𝐄𝐑𝐒ραят 4 | بارانعصر همان روز، آسمان سئول ناگهان ابری ...

سهراب سپهری

تکپارتی | جونگکوک

پارت۵#تو راز شب های منیسه‌تایی هنوز توی کتابخونه نشسته بودن....

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط