{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

تجربه ی تلخی بود... کاش هیچوقت تجربش نمیکردم... عشق رو می

تجربه ی تلخی بود... کاش هیچوقت تجربش نمیکردم... عشق رو میگم... دیگه نمیخوام یه حضور گرم سرمای وجودمو محو کنه بعد بذاره بره و دوباره تنم یخ کنه... دیگه به نگاه هیچ عاشقی دل نمیبندم و دیگه به هیچ سلام مهربانی پاسخ نمیدم تا اینجوری نشکنم...
دیدگاه ها (۲)

به اخم خود به من گفتی که از پیشم برو ! رفتمولی با چشم هایت ل...

بازی تمام شد!تو بردی...حالا نقابت را بردار!بگذار ببینم، زندگ...

میدانستم عاشق بارانی ،آنقدر اشک ریختم تا خورشید بتابد بر روی...

ﺯﯾﺒﺎﯾﯽ ﺗﻮﺳﯿﻨﯽ ﭼﺎﯼ ﺭﺍ ﺑﺮﻣﯽﮔﺮﺩﺍﻧﺪﻏﻤﮕﯿﻨﻢﺑﯽ ﺁﻧﮑﻪ ﮐﻮﺩﮐﯽ ﺑﻪ ﺩﻧﯿﺎ ﺁ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط