{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

به اخم خود به من گفتی که از پیشم برو ! رفتم

به اخم خود به من گفتی که از پیشم برو ! رفتم
ولی با چشم هایت لحظه ای گفتی بمان! ماندم
اگر بار گران بودی... اگر نامهربان بودی ...
تو گفتی می روی اما من ای نامهربان ماندم !
دیدگاه ها (۱)

بازی تمام شد!تو بردی...حالا نقابت را بردار!بگذار ببینم، زندگ...

برف ببارد یاباران!!!برای باور زمستان؛همین جای نبودنت کافی ست...

تجربه ی تلخی بود... کاش هیچوقت تجربش نمیکردم... عشق رو میگم....

میدانستم عاشق بارانی ،آنقدر اشک ریختم تا خورشید بتابد بر روی...

عشق شرطی

خونه مادر بزرگ

دو پارتی از نامجون.---پارت ۱هق...هق...«چرااا...»صدایت از بس ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط