{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

به چشمهایم زل زد و گفت:

به چشمهایم زل زد و گفت:
"با هم درستش می کنیم"

چه لذّتی داشت این با هم، حتّی اگر با هم، هیچ چیزی هم درست نمی شد، حتّی اگر تمامِ سرمایه ام بر باد می رفت، حسّی که به واژه ی "با هم" داشتم را با هیچ چیزی در این دنیا، معاوضه نمی کردم.
تنها کسی که وحشتِ تنهایی را درک کرده باشد، می تواند حسّ ِ مرا در آن لحظات درک کند.

#لیلیان-هلمن
#زنی-ناتمام
دیدگاه ها (۲)

فدات بشم *_*

;-) ;-) ;-)

بگو به باد ..پرش را تکان تکان بدهدبگو به ابر..که باران بی ام...

#زن ها ، دوست داشتنی ترین چیزی هستند که میشود پیوسته و بی خس...

آخرین بحث پارت ۲۱

Forbidden Weaknessضعف ممنوعهفصل دومp.35(روایت از زبان جونگ ک...

می‌دانی عزیزکرده، من تو را بسیار دوست می‌دارم،آنچنان که مجنو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط