{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

یک روز یه گوسفنده با مامان باباش دعواش میشه میره سر کوچه

یک روز یه گوسفنده با مامان باباش دعواش میشه میره سر کوچه تاکسی بگیره ، میگه : کشتارگاه ، کشتارگاه
دیدگاه ها (۱)

یه روز یه دایناسور نر به یه دایناسور ماده میگه بیا اینجا دای...

حالاگربه چرا رفته اون بالا از ترسه یا دارن بازی میکنن.

مگسه کت و شلوار می پوشه و داره جلو آیینه به سر و وضعش میرسه،...

چند توله سگ برای باباشون تولد میگیرن روی کیک تولد مینویسن پد...

مامان جونم ❤️تو همون آدمی هستی که همیشه کنارمی، غم‌خوارمی و ...

بزارید در باره ی پسر رئیس بگم یه یتیمی که باباش با چکش میزدت...

داستان

داستان

آلیا یه دختر 16ساله بود که بچه دوتا مسلمون بود که علاقه ی شد...

توضیح بدم یا همتون فهمیدید یه توضیح کوتاه اینکه دقیقا روز ...

انقدر خوشحالم که نگوو دلیلش هم به خودم مربوطه_دارم می بینم ...

بچه ها...... اوسی ژیژی و جیجیم تو بچگیشون داستان دارکی داشتن...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط