{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

I'm not jealous

I'm not jealous
part 1
برای آخرین بار نگاهی به اتاق قشنگم که الان خالی شده بود انداختم
هعییییییی آخرشم قدرشو ندونستم از دستش دادم
آن روز هایی که من مانند دختری بی نوا نیز در حال زجه زدن در حالی که پنی(واحد پوله) ای بیش نداشتم باید به اینجا هم نیز می فکریدم

✓باز داری کجا سیر می‌کنی بچه

با دیدن تهیونگ وسط اتاقم اونم با شلوارک بدون رعایت حجاب اسلامی و لفظ کلمه ی بچه مانند اسبی افسار گریخته‌...
بزارید باهاتون صادق باشم مثل یک عدد سگ هار پریدم روی شونه اش و موهاشو کشیدم

+ به من میگی بچه؟ها ؟؟؟؟دونه دونه ی موهاتو میکنم جوری که دوست دخترات برات زار زار گریه کنن پیرمرد بی ریخت

✓آی..آی غلط کردم به خدا


در حالی که روی کولش بودم و موهاش توی دستام بود با قیافه ی برزخی نگاهش کردم و گفتم
+همین؟

✓باشه برات چیپس سرکه ای میخرم

این دفعه محکم تر از دفعه ی قبل موهاشو کشیدم

✓باشه..باشه برات پاستیل با شیر کاکائو هم میخرم

لبخندی زدم و از روی شونه اش پریدم پایین
سپس یک‌ چشمک پسر کش زدم و گفتم

+ حله خان داداش

و اینبار من بودم که فرار میکردم
راستی من خودمو معرفی نکردم
من کیم مینجی هستم
بنده ته تغاری خاندان کیم هستم
یک عدد داداش میمون به نام تهیونگ دارم که خیلی روی موهاش حساسه
خانواده ی ما از یه مامان کفگیر به دست ولی مهربون و یک پدر خشن و شوخ تشکیل میشه
و داداش گوریلم که خدمتون سلام عرض کرد
من دو سال از داداشم کوچکترم
و امروز قراره ما به سعول بریم
چون داداشم سال آخره و میخواد اونجا کنکور بده
بابام هم قصد داره توی شرکت پدربزرگم کار کنه

مامانم طبق معمول با کفگیر بنفشش که معمولا برای نشستن در در باسن من استفاده میشد به سمتم اومد

نفسی عمیق کشیدم و خودم رو برای کتک خوردن اماده کردم ولی در کمال تعجب تهیونگ چص ناله نکرده بود

مامانم &

&مینجیاااا..داری چکار می‌کنی..سوار ماشین شو دیگه

نگاهی پر افسوس به خونه مون انداختم و سوار ماشین شدم
از همون اول تهیونگ عصبی نگاهم میکرد منم براش زبونی در آوردم

رو به بابام کردم و با لحن لوسی گفتم

+بابایی تهیونگ اذیتم میکنه

بابا هم که میدونست من چی می‌خوام رو به تهیونگ‌ کرد و گفت
بابا°
°برای دخترم چیزی که میخوادو بخر

تهیونگ قیافه ی زاری به خودش گرفت و با لحن لوسی گفت

✓باباااااا پس من چی؟؟؟

مامان هم پس کله ای بهش زد و گفت

&تو دیگه بزرگ شدی خجالت نمی‌کشی ؟

سرمو چرخوندم و لبخند موفقیت آمیزی زدم
گوشیمو از جیبم در آوردم
راستی اینو نگفتم من یک دوست پسر سعولی دارم
یه جیگره برای خودش
درسته ندیدمش ولی خب خیلی پایه ی دیوانه بازیامه
از طریق برنامه ی دوست یابی باهم آشنا شدیم
اسمش ایوانه
قرارها وقتی به سعول رسیدیم ببینمش
گوشیمو به ضبط وصل کردم و خطاب به تهیونگ آهنگ Rude از h2h رو گذاشتم و با بلندترین صدای ممکن باهاش خوندم

Rude
بی‌ادب

+ 이랬다저랬다, no rule
هی این‌طوری و اون‌طوری، هیچ قانونی نیست

+ 꽤나 뻔뻔한 attitude (I’m not bad)
یه نگرش خیلی بی‌پروا و پررو (من بد نیستم)

+ You can’t make me act right
تو نمی‌تونی مجبورم کنی درست رفتار کنم

+ Rude
بی‌ادب

+I don’t care, 이게 나라구
برام مهم نیست، این خودِ منم

+아무렇게나 추는 춤 (따라 해)
یه رقص آزاد و بی‌قید (تو هم انجام بده)

+You can’t make me act right
تو نمی‌تونی مجبورم کنی درست رفتار کنم



تهیونگ چشمامشو بست و فورا ایرپادشو در اورد
اخی بچمه اذیت شد
به من چه
الان دوران سلطنت منه
بابام که خیلی با اهنگام حال میکرد
مامانم هم براش مهم نبود
به همین منوال زمان گذشت و به سعول رسیدیم
دیدگاه ها (۸)

I'm not jealous part 2چند باری به سعول اومده بودم ولی اینکه ...

اینم پوستر فیک جدیددد

his favorite strawberry

I can be myself with himPart⁹-خب منم دیگه برم+مگه قرار نبود ...

☆-------------------------------------------------------☆MY ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط