{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

چشم هایش را نگاه کردم

چشم هایش را نگاه کردم
چیزی که میدیدم قابل باور نبود
زل زده بود به من،
غرق در من شده بود
زبانم قفل شد،
حواسم پرت شد...

این نگاه ها چقدر زیبا هستند، نگاهی که آدم هی بخواهد نگاهش را از آن بدزدد ولی دلش نخواهد...

چقدر زیبا هستند، این نگاه کردن ها ...

#محمدجواد_قیطاسی
دیدگاه ها (۲)

می گویند همسر حمید مصدق "لاله خانم" روی در ورودی سالن خانه ش...

‌‍ زیر عبای شب بپوشان قرص ماهت را😊 ‌فرمانده ی اسرار !...پنها...

مثلِ خرمالو‌های رسیده حیاطِ مادربزرگمثلِ عطرِ دارچینِ چای‌‌ه...

همین که تو مرا تا بینهایتِاین عشق دوست میداری حالِ دلم را عج...

Part3ویو می یونسرمو بالا آوردم و دیدمش... موهای مشکی، چشم ها...

سناریو تایجو

#تاج_و_طوفانپارت ۱۳۰: دیوونه‌ای که دست نمی‌کشهسوآ هنوز نفس‌ن...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط