نام سناریو: از اجبار تا علاقه

نام سناریو: از اجبار تا علاقه
پارت: نه







و بعد از اینکه همه چیو اوکی کردم تا شب تو اتاق موندم و نیومدم بیرون.
تا اینکه دیگه نتونستم تو اتاق وایسم.
اروم در اتاق رو باز کردم و اومدم بیرون و توی اتاق نشیمن لئو رو دیدم که داشت با تلفن حرف میزد.
روی یکی از کاناپه ها نشستم و وقتی لئو حرف زدنش تموم شد با نگاه بدی بهم نگاه میکرد.





لئو: چرا اومدی اینجا؟
میلن(من): باید اجازه میگرفتم؟
لئو: اصلا بهم نمیخورد انقد زبونت تیز باشه!
میلن(من): تو هم قشنگ معلوم بود که خود خواه و مغروری!
لئو: چی گفتی؟
میلن(من): هیچی.







همون لحظه دو تا گربم اومدن توی سالن.





لئو: برای چی گربه اوردی؟
میلن (من): مشکلش چیه؟
لئو: از گربه خوشم نمیاد!
میلن(من): منم از سگ خوشم نمیاد.(منظورم خود لئو هست)
لئو: چی گفتی؟
میلن (من): مگه کَری؟ گفتم منم از سگ خوشم نمیاد!
لئو: مراقب حرف زدنت باش، واقعا که خیلی رو داری.
.....







#پایان_پارت_نه🍄💋
دیدگاه ها (۰)

لیا : فقط احساس می‌کردم بهش مدیونمکوک : مدیون ؟! چرا ؟!لیا :...

˚୨୧⋆د؏ـوﺕ‌ﻧﺎﻣـه‌ی طَﻟـﺎﯾـی˚୨୧⋆ ۲۱ پارتویو &چند دقیقه گذشت.ته...

✥𝓜𝓨 𝓝𝓤𝓡𝓢𝓔(𝓟𝓐𝓡𝓣3۶🦋)✥(ویو لوین کاترین)گربه کوچولویی که قبلاً ب...

اخرین دعا 35

𝐛𝐞𝐭𝐰𝐞𝐞𝐧 𝐥𝐨𝐯𝐞 𝐚𝐧𝐝 𝐡𝐚𝐭𝐞𝐏𝐚𝐫𝐭:⁴⁷ویو: اتچند دقیقه بعد، درِ اتاق ب...

گل خونی پارت 47تهیونگ وارد شود جیمین با سرعت رفت پیشش # به ج...

🖤🌙 ماه سیاه | Black Moonقسمت اول: «من و هم‌اتاقی خون‌آشامم»ت...

The Secret Between Light and the Stageپارت 9نارا: منم همین ک...

چند پارتی (درخواستی)

پارت ۳۹

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط