#مافیا_عزیز_من

#مافیا_عزیز_من
#Part19
فلیکس: ناراحتت کردم؟!

ت.و: برا چی؟!

فلیکس: اینکه اومدم خونه بهت محل ندادم؟!

ت.و: نه از دلم در آوردی.

داشتید باهم حرف میزدید که خانم کیم اومد.

خ.ک: آقا میکاپر ها اومدن.

فلیکس: اوه اوه یادم رفته بود. ا.ت پاشو باید بری با مراسم آماده شی.

ت.و: آآااااا باشه.

رفتید تا تو لباس عروسی رو بپوشی ولی دستت به زیپ نرسید خواستی فلیکس رو صدا بزنی که خداروشکر خانم کیم اومد.
لباست رو پوشیدی و رفتی تا آمادت کنن.

میکاپر ها: خب آقای لی میکاپ مد نظرتون چیه؟!

فلیکس: میکاپ؟! میخوای کسی به این زیبایی رو میکاپ کنی من فقط برا موهاش گفتم بیاید اون همه جوره زیباس و نیازی به میکاپ نداره.

از حرفای فلیکس خجالت کشیدی و سرت رو انداختی پایین.

میکاپر: بله واقعا ایشون زیبا هستن. بله طبق خواستتون موهاش رو به زیبا ترین حالت درست میکنم.

پرش زمانی:

تقریبا زمان مراسم رسیده بود و تو توی اتاق استراحت عروس و دوماد پر از استرس نشسته بودی تا فلیکس اومد سمتت و دستت رو گرفت.

فلیکس: استرس داری؟!

ت.و: یکم...

فلیکس نگاهت کرد که خودت فهمیدی چی میخواد بگه

ت.و: آره دارم میترکم از استرس.

فلیکس: که چی بشه بیبی؟! من اینجام استرس چی؟!(و آروم پیشونیت رو بوسید)

ت.و: اوهوم حالم بهتره...

خ.ک: آقای لی همراه با همسرتون تشریف بیارید، وقتشه.

فلیکس دستت رو محکم گرفت که تمام استرست از بین رفت و وارد سالن شد.

ت.و: اینا همه مافیان؟!(خیلی آروم سرتو بردی نزدیک گوشش تا فقط خودش بشنوه)

خب زیبا ها اینم پارت بعدیییی امیدوارم خوشتون بیاد😭🎀🫂
اینو برای ۲۰ تایی شدنمون گذاشتم🥹💗
منتظر کامنت های قشنگتون که بهم کلی انرژی میده هستم🌕🫠
دیدگاه ها (۵)

My life star 🌟 Part:¹``ویو لیلی `` قلنج گردنم رو شکوندم به ب...

True Love②⑦یونی: ا/تا/ت: بله یونی: چرا خودت رو گول میزنیا/ت:...

Forbidden love④کوک: منم چیزی یادم نمیاد منم مست بودما/ت: ازت...

سناریو جدید

سناریو

ℳ𝒴 𝒹𝒶𝓇𝓀 ℎℯ𝒶𝓇𝓉 ... (:🖤Part : twenty five:ویوی تهیونگ:بعد از ا...

Heir of Light and Darknesspart : 2پس از ده دقیقه تهیونگ از ا...

🖤 عروس مافیا | پارت سومساعت ۶ صبح | عمارت جونگ‌کوکتق تق تق!ج...

stolen

عاشقانه های شبنم

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط