و اینکه جونکوک بغلت کرد و و خوابیدینمنتظر چی بودین ها
و اینکه جونکوک بغلت کرد و و خوابیدین(منتظر چی بودین ها🤨)
دوباره دینگ دینگ
جونکوک: کیه
روحه: منم همونی که می خوای در برابرم از ات محافظت کنی
جونکوک: بس کن این کسی که انتخاب کردی اشتباهه
روحه: خیله خب ولی من دست بردار نیستم
ویو جونکوک: آیفون رو گذاشتم و رفتم پیش ات خیلی نگرانش بودم برایه همین رفتم درمورد پیره مرده هم تحقیق کردم دیدم عضو یه مافیا بوده و دنبال ات بوده انگار که ات انتخاب شده برای مافیاشده اولش تعجب کردم و بعدش یه چیزی یادم اومد اما با عقل جور درنمی اومد
ویو ات: جونکوک از کنارم که بلند شد فهمیدم می خاست بره و درمورد پیره مرده تحقیق کنه در واقع من پرنسس خار ها بودم و برای مافیا شدن انتخاب شدم
اون پیره مرده هم اومده بود دنبالم تا منو ببره پیش رئیس مافیا ومن هم با یکی از میله های طلایی رنگ و تیز ظهر آلود کشتمش و جونکوک نمیدونه من پرنسس خار ها هستم
جونکوک: برم بخوابم
فردا صبح
جونکوک: صبح بخیر
.ات: صبح توم بخیر
جونکوک: امروز با من میای بارمهمونی
ات: حتماً
جونکوک: خب امروز توت فرنگی نکنی خودتو ها یه لباس پوشیده می پوشی
ات: چشم عباس آقا 😅
جونکوک: 😂خرگوشی
ات: منم برم حاظر شم
جونکوک: کجا
ات : وا مگه عضو گروه بلک پینک نیستم
جونکوک: ای آره بابا اصلا یادم نبود
ات: خب بریم
بعد ۱۰مین رسیدیم
بچه ها الان شبه بیشتر از این نمیتونم بنویسم راستی استسنائاً اینو گذاشتم
دوباره دینگ دینگ
جونکوک: کیه
روحه: منم همونی که می خوای در برابرم از ات محافظت کنی
جونکوک: بس کن این کسی که انتخاب کردی اشتباهه
روحه: خیله خب ولی من دست بردار نیستم
ویو جونکوک: آیفون رو گذاشتم و رفتم پیش ات خیلی نگرانش بودم برایه همین رفتم درمورد پیره مرده هم تحقیق کردم دیدم عضو یه مافیا بوده و دنبال ات بوده انگار که ات انتخاب شده برای مافیاشده اولش تعجب کردم و بعدش یه چیزی یادم اومد اما با عقل جور درنمی اومد
ویو ات: جونکوک از کنارم که بلند شد فهمیدم می خاست بره و درمورد پیره مرده تحقیق کنه در واقع من پرنسس خار ها بودم و برای مافیا شدن انتخاب شدم
اون پیره مرده هم اومده بود دنبالم تا منو ببره پیش رئیس مافیا ومن هم با یکی از میله های طلایی رنگ و تیز ظهر آلود کشتمش و جونکوک نمیدونه من پرنسس خار ها هستم
جونکوک: برم بخوابم
فردا صبح
جونکوک: صبح بخیر
.ات: صبح توم بخیر
جونکوک: امروز با من میای بارمهمونی
ات: حتماً
جونکوک: خب امروز توت فرنگی نکنی خودتو ها یه لباس پوشیده می پوشی
ات: چشم عباس آقا 😅
جونکوک: 😂خرگوشی
ات: منم برم حاظر شم
جونکوک: کجا
ات : وا مگه عضو گروه بلک پینک نیستم
جونکوک: ای آره بابا اصلا یادم نبود
ات: خب بریم
بعد ۱۰مین رسیدیم
بچه ها الان شبه بیشتر از این نمیتونم بنویسم راستی استسنائاً اینو گذاشتم
- ۱۳.۴k
- ۲۹ آبان ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط