{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

دست نوشته ای برای او...

دست نوشته ای برای او...
تو برایم همه بودی و من برایت هیچ...من برایت جان میدادم،اما تو هیچ...
تمام جهانم تو بودی و جهانت همه...جز من...
از من گذشتی و ندانستی که با خود میبری...روحم را...احساسم را...اعتمادم را...
خیلی دیر بسراغم امده ای...مدت هاست در میان قبرِ اعتمادم جان داده ام...
خودت میگفتی با همه فرق داری...این یک بار را تو راست می گفتی...
همه می گویند بی تو میمیرم....اما من...
بی تو...مردم...
# frnk
دیدگاه ها (۶)

ﻗـﺮن ﻣﺎ ﺷـﺎﻋﺮ اﮔـﺮ داﺷﺖ، ﻫﻮا ﺑﻬﺘﺮ ﺑﻮدﺧﺎر ﻫﻢ ﻛﻤﺘﺮ ﻧﺒﻮد از ﮔﻞ،...

مواظب چشاتون باشین کور نشین از درخشش شون....یعنی سیبیلاشون ت...

ﻗﺼﻪی ﻣﻦ و ﻏـﻢ ﺗﻮ ﻗﺼﻪی ﮔﻞ و ﺗﮕﺮﮔﻪﺗﺮس ﺑﻲ ﺗﻮ زﻧﺪه ﺑﻮدن ﺗﺮس ﻟـﺤﻈ...

دکلمه :آن ﻟﺤﻈﻪ ﻛﻪ از ﻧـﻴﺎز اﻧﺴﺎندارد ﻧﻪ ﻛﻢ از ﻫﻮای ﺣﻴﻮان ﻳﻚ ...

ص ۶۶با ازاده تماس گرفتم __باز هم این موضوع را از پریسا مخفی ...

وقتی بین بچه هاش فرق می‌گذاشت P²ساعت نزدیکای پنج بود که زنگ ...

چشم در چشم پریسا انداختم و‌گفتم تو را خدا دو دقیقه همین جا م...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط