{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

متن عاشقانه 👇

متن عاشقانه 👇
.
شب فرو می افتاد
به درون آمدم و پنجره ها را بستم،
باد با شاخه در آویخته بود
من، در این خانهء تنها، تنها!
.
ناگهان حس کردم:
که کسی، آنجا، بیرون، در باغ
در پس پنجره ام می گرید... صبحگاهان،
شبنم می چکید از گل سیب!
.
هوشنگ_ابتهاج
.
.
.
دیدگاه ها (۳)

⊹⊱او شب هنگام آمد⊰⊹‌p74دختر چندتا گل خشک‌شده رو از روی مسیر ...

✦ اولین گناه ✦فصل نهم: مردی که برگشت---با بدنی که آتش بود، ا...

✦ اولین گناه ✦فصل چهلم: تا ابد---حسودی.لعنتی. حسودی.به بچه‌ه...

برادر ناتنی

#عشق_یا_گلوله؟𝑪𝒉𝒂𝒑𝒕𝒆𝒓 𝑶𝒏𝒆 : ¹𝑷𝒂𝒓𝒕 : ²⁸ویو میکا_____چند ثانیه...

کمی بهتر شد. بعد به پایین نگاه کرد.همه منتظر بودند ببینند چه...

رمان: سلطنتِ گل‌های سیاه 🍒🖤پارت ۲۲: رقصِ گیلاس‌هایِ سیاه زیر...

هَـوَلِـتَـم دُخـتَـر>>👧🏻🌶#پارت_60حس میکردم کثیفم ..از روی ت...

جنگل نفرین شده پارت ۱۴

پارت دوم: اولین حمله 🌧️🖤ساعت از نیمه‌شب گذشته بود.عمارت در س...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط