{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

impossible dream -رویای محال

impossible dream -رویای محال
ep-1
-مـــــامـــــانیــــــی توروخدا
-نه
-من که تنها نیستم مریمم باهامه آفرین بزار برم
-والا من که از خدامه یه مدت استراحت میکنم دیگه کسی نیس خونه رو کثیف کنه
-پس میزاری برم؟!!
-ببین بابات چی میگه
-وووو تو بهش نمیگی
-نه
-اخ
با لبای آویزونی رفتم تو اتاق طبق معمول بابام داشت مستند نگاه میکرد سینی چایی رو گذاشتم جلوشو کنارش نشستم
-بـَـــبَــــیـــی
-بـَـــبَــــیـــی ها هم باز چی می خوای
-بزار برم کره
-نه
-چرا
-چرا بی چرا
-خب چرا من خودم اونروز شنیدم که تو عمو افشین می خواستین منو مریمو بفرستین خارج درس بخونیم گفتین بزرگ شدن باهم برن بهتره الان کره چه فرقی داره با فرانسه
-فرقش تو اون چشاته
-بابا
-من می خوام بفرستم درس بخونی نه بری سراغ اون کرّه ایا
-بابا کرّه ای نه کره ای بعدشم مثلا کره چه فرقی با فرانسه داره تازه به نظر من امکاناتش بیشتره
-باید فکر کنم
بازم همش باید فکر کنه بلند شدم رفتم تو اتاقم و به مریم زنگ زدم
من:الو سلام
مریم:سلام و زهر مار میدونی چقدر زنگ زدم
من:خب حالا میگی چیکار کنم
مریم:هیچی گزارش
من: با بابام حرف زدم خسته شدم قبول نمیکنه تو چی کار کردی
مریم: منم همون حرفای همیشگی
من:امشب ما شام خونه شماییم باهاشون حرف میزنیم
مریم:بابا قبول میکنن حالا بگو ببینم میای بریم بازار من که مطمئنم قبول میکنن پس بیا بریم بازار لباس بخریم اونجا باید لباس داشته باشیما
من:حالا تا اون موقع
مریم:اه فاطی بیا دیگه
من:بابا اوکی
از رو تخت بلند شدم و یه سرک تو کمدم کشیدم و یه دست لباس برداشتمو پوشیدم حوصله آرایش نداشتم فقط یه رژ زدمو کیف گوشیمو برداشتمو از اتاق اومدم بیرون
من:مامان من دارم میرم
مامان ملاقه به دس از اشپزخونه اومد بیرون
مامان فاطی:کجا به سلامتی
من:با مریم میرم بازار از اون طرفم میریم خونه اشون
مامان فاطی:خیله خب حواستون باشه
من:باشه شما کاری نداری چیزی نمی خوای
مامان فاطی:نه برو دیگه
من:اوکی بای
یه زنگ زدم آژانس پنج دقیقه بعد اومد سوار شدمو رفتم پارک همیشگی کرایه رو حساب کردمو راه افتادم تا مریم پیدا کنم
دیدگاه ها (۳)

impossible dream -رویای محالep-2ا اوناهاش نشسته رو صندلی از ...

impossible dream -رویای محال ep-3مریم خداحافظی کردو در حالی ...

چانبککککک😍 😍 😍 😍 😍

چه بک اینجا تپله

پارت 5صبح از خواب بیدار شدم یاد دیشب افتادم حالم گرفته شد عه...

پارت 11بعد ما از اونجا رفتیم بیرون جنی: جیسو خوبیجیسو: اره خ...

Part 7:

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط