{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

#زیبایی.تو

#زیبایی.تو
Part: 1

ویو ا/ت:
شب ساعت 10:00 بود هنوز منتظر بودم که آیا درخواستمو قبول میکنن یا نه؟داشتم داخل گوشیم همینجوری میگشتم که برام پیامک اومد...

پیامک: خانم سون ا/ت شما برای عضو هشتم گروه کیپاپ بی تی اس قبول شدید و فردا ساعت 9:00 صبح برای دیدار به این آدرس بیاید...

ویو ا/ت:
از خوشحالی پریدم بالا و جیغ میزدم و اصلا باورم نمیشد که قبول شدم و فردا هم میتونم هفت عضو رو ببینم دل تو دلم نیست که تهیونگ رو ببینم...

« پرش به فردا »
ویو ا/ت:
ساعت 8:12 دقیقه صبح بود پتو رو زدم کنار و یه دوش 15 مینی گرفتم و لباسمو پوشیدم و سمت اون آدرس حرکت کردم ،وقتی رسیدم مجتمع رو دیدم با خودم گفتم اینجا کمپانیه دیگه!؟

پی دی نیم: عااا خانم سون؟
+ بله خودم هستم.
پی دی نیم: از دیدنتون خوشبختم و امیدوارم باهم دیگه خوب باشیم...
+ بله حتما.
پی دی نیم: اعضا منتظر شما هستن...
+ بله بفرمایید...

ویو ا/ت:
قلبم تند تند میزد نفس عمیقی کشیدم و رفتم داخل و دیدم که اعضا دارن تمیرین میکنن...

پی دی نیم: خب خب بچه ها جمع بشید.
اعضا: سلام.
پی دی نیم: همون جوری که دیشب بهتون گفتم خانم سون ا/ت عضو هشتم این گروه هستن و امیدوارم باهم دیگه خوب باشید...من میرم تا احساس راحتی کنید...

_ سلام من مین یونگیم.
* منم جونکوکم(ذوق)
+ عااا همتون رو میشناسم نیازی به معرفی نیست(استرس و خنده)
~ منم جیهوپم،ا/ت نیاز نیست امروز تمرین کنی تهیونگ ببرش بیرون رو نشونش بده...
× من؟
~ نه پس من برو دیگه...
× عا بفرمایید.
+ بله چشم.
| اون دختر واقعن هندسامه.
* با جین موافقم.
_ بسه بسه بریم سر تمرین جیمین بلندشو.
^ عااا یونگی دستمو بگیر.
_ بلندشو.
~ خب خب شروع میکنیم...

#مالک.تهیونگ  🐻🎀
دیدگاه ها (۱)

#زیبایی.توPart: 2ویو تهیونگ:وقتی کنارش راه میرفتم نفس کشیدن ...

#زیبایی.توPart: 3_ لازم نکرده بخوری(جدی و سرد)« همه اعضا خند...

#still_with_you#هنوز.با.تو.پارت.۶ویو ا.ت:سکوت عج﷼یبی کل کلاس...

#still_with_you #هنوز.با.تو.پارت.۵ویو ا.ت:بعد از اون پیام عج...

زیبایی تو | قسمت 1

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط