تک پارتی
تک پارتی
ا/ت_جین
سلام من ا/ت هستم ۲۴ سالمه با جین تازه ازدواج کردم.
من جین هستم ۳۰ سالمه و تازه با ا/ت ازدواج کردم.
شروع فیک:
جین: ا/ت من عاشق بچه هستم آخه چرا تو دوست نداری؟ من رو درک کن لطفا
ا/ت : جین آنقدر گیر نده من نمی تونم اگه بچه بیاد تو دیگه به من توجه نمی کنی. زندگی از بین می ره حالم خوب نیست دلم درد می کنه ولم کن جین
جین: آنقدر مزخرف نگو بچه حالمون رو خوب می کنه (با داد)
ا/ت:ولم کن
ا/ت رفت توی اتاق
جین :چرا اینجوری حرف زدم چرا داد زدم چرا چرا چرااا آنقدر داشت با خودش کلنجار میرفت که صدای گریه ا/ت رو از توی اتاق شنید
جین : ا/ت چی شده چرا گریه می کنی
ا/ت: حالم خوب نیست دلم درد می کنه (گریه)
جین: فهمیدم چش شده بود براش کیسه آب گرم و شیر گرم آوردم دلش رو ماساژ دادم تا بهتر بشه
یک هفته بعد
ا/ت : جین میشه یه چیزی بهت بگم
جین:بگو عروسکم
ا/ت: جین من دلم بچه می خواد اما
جین : واقعا
اما چی؟
ا/ت : تحمل دردش
جین:حواسم بهت هست عشقم فقط قبلش بیا ع ر ق بخوریم
ا/ت : باشه
ا/ت و جین خیلی مست بودن
جین ا/ت رو برداشت برد توی اتاق
جین : امشب قراره خیلی بهمون خوش بگذره
جین: بوسه رو لب ا/ت زد بعد لباس خودش رو و ا/ت رو کند و بوسه بر گردنش میزنه بعد یکی از س ی نه ه ا ش و م ک ی د و اون یکی رو ماساژ داد و کم کم به پایین رسید
پاهتی ا/ ت رو باز کرد بعد د ی ک ش و وارد کرد
ا/ت : آروم تر جییین
جین: بگو ددی
ا/ت:آروم تر ددی
بعد چندین ران
بالاخره جین خسته شد بعد ا/ ت رو برد حموم بعد پایین تنشو ماساژ داد
یک هفته
ا/ت : جین من حالم
جین: واقعا دارم بابا می شم
۹ ماه
یه دختر خوشگل گوگل به دنیا اومد و زندگی جین و ا/ت کنار هم زندگی عالی داشتن
پایان
ا/ت_جین
سلام من ا/ت هستم ۲۴ سالمه با جین تازه ازدواج کردم.
من جین هستم ۳۰ سالمه و تازه با ا/ت ازدواج کردم.
شروع فیک:
جین: ا/ت من عاشق بچه هستم آخه چرا تو دوست نداری؟ من رو درک کن لطفا
ا/ت : جین آنقدر گیر نده من نمی تونم اگه بچه بیاد تو دیگه به من توجه نمی کنی. زندگی از بین می ره حالم خوب نیست دلم درد می کنه ولم کن جین
جین: آنقدر مزخرف نگو بچه حالمون رو خوب می کنه (با داد)
ا/ت:ولم کن
ا/ت رفت توی اتاق
جین :چرا اینجوری حرف زدم چرا داد زدم چرا چرا چرااا آنقدر داشت با خودش کلنجار میرفت که صدای گریه ا/ت رو از توی اتاق شنید
جین : ا/ت چی شده چرا گریه می کنی
ا/ت: حالم خوب نیست دلم درد می کنه (گریه)
جین: فهمیدم چش شده بود براش کیسه آب گرم و شیر گرم آوردم دلش رو ماساژ دادم تا بهتر بشه
یک هفته بعد
ا/ت : جین میشه یه چیزی بهت بگم
جین:بگو عروسکم
ا/ت: جین من دلم بچه می خواد اما
جین : واقعا
اما چی؟
ا/ت : تحمل دردش
جین:حواسم بهت هست عشقم فقط قبلش بیا ع ر ق بخوریم
ا/ت : باشه
ا/ت و جین خیلی مست بودن
جین ا/ت رو برداشت برد توی اتاق
جین : امشب قراره خیلی بهمون خوش بگذره
جین: بوسه رو لب ا/ت زد بعد لباس خودش رو و ا/ت رو کند و بوسه بر گردنش میزنه بعد یکی از س ی نه ه ا ش و م ک ی د و اون یکی رو ماساژ داد و کم کم به پایین رسید
پاهتی ا/ ت رو باز کرد بعد د ی ک ش و وارد کرد
ا/ت : آروم تر جییین
جین: بگو ددی
ا/ت:آروم تر ددی
بعد چندین ران
بالاخره جین خسته شد بعد ا/ ت رو برد حموم بعد پایین تنشو ماساژ داد
یک هفته
ا/ت : جین من حالم
جین: واقعا دارم بابا می شم
۹ ماه
یه دختر خوشگل گوگل به دنیا اومد و زندگی جین و ا/ت کنار هم زندگی عالی داشتن
پایان
- ۱۸۹
- ۲۲ مرداد ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط