{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

« عروسک من »

« عروسک من »
Part 5
ویوی نهال :
جونگ کوک نگاهی در از احساس بهم انداخت و سلام کردم و اونها هم متقابل سلام کردن و نشستم
نامجون : خانم محنا نمیان ؟
نهال : خودتون که می بینید محنا چقدر دقیق هست و دقیقا باید ۵ ساعت دنس بره
جیهوپ : وای دقیقا خیلی هم با دیگران اخلاق خوبی نداره
جونگ کوک : وای دقیقا اون دفعه رو دیدید اون پسره ی عوضی این کانگ داشت چطوری نگاهش می کرد زد تو دهنش ؟
(این کانگ یکی از پسر های بسیار هیز هست که می خواسته به محنا تعرض کنه اما محنا فهمید و این که شغل این کانگ هم بادیگارد سابق کمپانی بوده )
شوگا : وای دقیقا
جیمین : وای آره دقیقا نمی‌دونم اما به محنا خیلی وایب مافیا و اینا می خوره
شوگا : من ازش خیلی وایب خوبی می گرم
نهال : من که روی دوست عزیز و گرامی ام کراش زدم و این که امروز هم مسابقه ی کورس موتور داره
تهیونگ : جدی ؟ آخه جونگ کوک هم قراره که امروز کورس موتور داشته باشه
جونگ کوک : آره راست میگه احیانا اسم کورس موتورش ۳۱۹ نیست ؟
نهال : دقیقا خود خودشه
ویوی جونگ کوک :
قبل از اینکه نهال بیاد به جین هیونگ گفتم و تهیونگ هم گفت و جین هم که از خدا خواسته هست گفت که باید بهشون نزدیک بشیم بعد که خیلی بهشون نزدیک شدیم اعتراف کنیم .
من هم سریع گفتم که :
من می تونم بیام دنبالتون
نهال : مشکلی نیست خودم میتونم
جونگ کوک : نه من میام امشب
نهال : باشه مرسی ازتون
ویوی محنا :
سریع رفتم اتاق جلسه که دیدم دارن حرف می زنم و رفتم توی اتاق
محنا : اوه سلام به همگی
نهال : اوو سیسی گلم چطوری ؟
محنا : خوبم هانی ببخشید که پنج دقیقه دیر کردم
تهیونگ : نه بابا مشکلی نیست
محنا : پس پنج ساعت مثل دیروز امروز هم جلسه داشته باشیم ؟
نامجون : من که موافق هستم
اعضا : ماهم موافق هستیم
طبق معمول شروع کردیم و ساعت پنج شد که آلارمم زنک خورد و بعدش هم رفتیم من امروز زود از کمپانی رفتم خونه و رفتم به سمت اتاقم و لباسم رو عوض کردم و بعدش هم یه دوکبوکی سفارش دادم و اون هم خوردم و آهنگ جدید بی تی اس رو گوش دادم اهنگشون خیلی خفته مخصوصا برای منی که آرمی هم هستم ساعت رو دیدم که ۱۱ شده بود و دقیقا ۱۱ و نیم من موتور سواری باید می رفتم
رفتم و به لباس خیلی دارک زدم و موتور گرون قیمت ام رو برداشتم و رفتم به سمت مکان کورس اندازی

گزارش نکنید دخترام
من هم مثل بقیه زحمت می کشم برای فیک 🌕✨
دیدگاه ها (۰)

« عروسک من »Part 6 ویوی نهال : لباس بلند جذب مشکی پوشیدم و ...

بانو حمایت بشه ؟ فیک هاش خداست 🌕✨@dead-roze

« عروسک من »Part 4ویو ی جونگ کوک : نمی‌دونم اما احساس می کنم...

« عروسک من »Part 3 پرش زمانی به دوساعت بعد : ویوی محنا : ما ...

« عروسک من »Part 7 محنا : من یه جایی رو میشناسم بهم اعتماد ک...

« عروسک من »Part 2 پی دی نیم : نامجون عزیزم آرام باش اول وای...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط