{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

تمام روز نشستم کنار خاطره ها

تمامِ روز نشستم ، کنارِ خاطره ها
مگر به یادِ تو شویَم ، غبارِ خاطره ها

تو بودی و من و آن شب ، در اولین دیدار
شبی که نقش بسته به دیوارِ خاطره ها

هنوز می وزد از دوردست آن همه عشق
نسیمِ عطرِ تو از لاله زارِ خاطره ها

خوشم به وسوسه ای با خیالِ خود در خواب
من و همین گذر از یادگار خاطره ها

خزان رسیده و من دل نکنده ام از تو
جوانه می زند دل من در بهار خاطره ها...
دیدگاه ها (۲)

میخواهم و میخواستمت تا نفسم بودمیسوختم از حسرت و عشق تو بَسَ...

جمعه ها شعرِ من انگار تو را می خواند قلم و کاغذ و خودکار تو ...

دلتنگت که می شومتکه ای از منشعر می شود به روی دفترمخاطرات م...

ﻧﯿﺴــﺘــﯽ !ﺍﻣـــﺎﻣﻦ ﺩﺍﺭﻣــﺖﻫﻤﯿﺸــــﻪﺟﺎﯾﯽ ﺧﻠﻮﺕ ﻭ ﺩﻧﺞﻻ ﺑﻪ ﻻﯼ ﺗ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط