{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

جیغ بلندی کشید و عقب رفت

𝓜𝔂 𝓼𝓪𝓿𝓲𝓸𝓻 𝓲𝓼 𝓪 𝓬𝓪𝓽 | 𝓟𝓪𝓻𝓽 3
جیغ بلندی کشید و عقب رفت.
-توی کی هستی؟!!! یه جننننن!!! جیمینننن!!! کدوم گوری هستیییی!!!
-عوضی... حالا اگه ناراحتی میتونی تو خونه رو ترک کنی
یونگی که به حالت انسانی در اومده بود، شلواری به تن کرده بود و دست هاش تو شلوارش بود با بالاتنه لخت به جلو خم شد و با حالت جذابی لب زد.
رزیتا وحشت کرد( رید به خودش ) و تند تند با سگش توی بارون سوار ماشینش شد و تخته گاز از اونجا دور شد.
یونگی پوزخندی زد و دوباره به حالت گربه در اومد و شلوار رو زیر مبل قایم کرد و منتظر موند تا جیمین بیاد.
...
-پدر!!
وسط جلسه پدر خودش و جیمین با وحشت و گریه وارد شد.
-یه جن!!!! ت-توی اون خونه ی فاکی بدرد نخور یه جن خیلی جذاب هست! خیلی جذابه.. ولی جنه!! میخواست منو تسخیر کنه!! همش تقصیر اون جیمین بی لیاقته!! میگن گربه سیاه بد شانسی میاره!! اونم دقیقا رفته یه گربه سیاه زشت اورده تو خونه!!
...
در رو باز کرد ولی خونه ساکت ساکت بود... لوسیفر هم نبود... حتی ماشین صورتی ای که رزیتا داشت هم نبود!
-اخیش... حتما رفته بیرون... میتونم یه عصر دل انگیز-
-میووووو
گربه سمتش دوید و خودشو به پاهای جیمین مالید.
جیمین لبخندی زد و نوازشش کرد.
-حدس بزن برات چی خریدم!
-میوو
از توی یه کیسه یه موش مخصوص گربه ها در اورد و روی زمین گذاشتش.
-اگه بتونی بگیریش بهت جایزه میدم!
گربه نگاهی به موش کرد و سمتش پرید ولی موش با سرعت اینور اونور میرفت.
جیمین خندید.
-میدونی... امروز دوتامون راحتیم... میتونی هرجا خواستی بچرخی چون اون دختر عوضی و سگش نیستن!
و خوشحال سمت اتاقش رفت و لباس هاش رو عوض کرد ولی تا روی مبل ولو شد زنگ در به صدا در اومد.
-بیخیال!!
در رو باز کرد و با چهره عصبانی پدرش مواجه شد.
-پدر-
-کجاست؟!!! اون گربه نحس کجاست؟!!!!!
-گ-گربه؟
با ترس سمت جایی که گربه بود چرخید ولی خداروشکر اونجا نبود.
-از کدوم گربه حرف میزنی؟
-انقدر منو گول نزن!! همون عوضی ای که باعث شد قراردادمون بهم بخوره!
-قرارداد؟ واییییییی واقعا بهم خورد؟!
چشم هاش برق زد و خوشحالی تو وجودش فوران کرد.
-وای پدر نمیدونین با این خبر چقدر خوشحالم کردینننننننننننننن
دیدگاه ها (۵۸)

𝑴𝒓 𝒋𝒆𝒐𝒏 | 𝒑𝒂𝒓𝒕 𝟐بعد از رفتن استاد تهیونگ جمع شده بود تو خودش...

𝑴𝒓 𝒋𝒆𝒐𝒏 | 𝒑𝒂𝒓𝒕 𝟑چهارشنبه بود... فردا اخر هفته بود و ازدواج.....

𝑴𝒓 𝒋𝒆𝒐𝒏 | 𝒑𝒂𝒓𝒕 𝟏به زور پلک های سنگینش رو باز کرد و سمت دسشوی...

𝑴𝒓 𝒋𝒆𝒐𝒏 | 𝒑𝒂𝒓𝒕 𝟎سیلامممممحالتوننننن؟ یه فیک جدید داریم از کا...

𝓜𝔂 𝓼𝓪𝓿𝓲𝓸𝓻 𝓲𝓼 𝓪 𝓬𝓪𝓽 | 𝓟𝓪𝓻𝓽 4-وای پدر نمیدونین با این خبر چق...

𝓜𝔂 𝓼𝓪𝓿𝓲𝓸𝓻 𝓲𝓼 𝓪 𝓬𝓪𝓽 | 𝓟𝓪𝓻𝓽 2-گمشو بیرون عنتر کثیف!! و سعی کر...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط