blond hair=p5

blond hair=p5

کوک«سلنا یه سوال»
سلنا«بله»
کوک«راستش من نمیخوام تو زنم شی خیلی خرج داری» *شوخی،خنده*
سلنا«عوضی از خداتم باشه»
کوک«نیست»
سلنا«یاااا اینجوریه منم میرم پیش دوست پسرم»

ویوووو سلنا
واییی باید قیافه کوک رو میدیدین داشت حرص میخورد فشاری شده بود😂

کوک«وادا...واقعا دوست پسر داری؟» *ناراحت،سرد*
سلنا«اره...»

ادامه داد سلنا
«چرا سرد حرف میزنی؟»

کوک«برای اینکه به دوست دخترم خیانت نکرده باشم»

ویووو کوک
سلنا یه لحظه جا خورد تا تو باشی منو اذیت نکنی...وایسا چرا اشک تو چشاش جمع شد من که چیزی نگفتم

کوک«سلنا چرا داری گریه میکنی»
سلنا«عوضی با من حرف نزن من واقعا دوست پسر ندارم»

ویووو سلنا
داشتم دور میشدم کوک هم صدام میکرد منم اهمیت نمیدادم یهو زیر پام خالی شد

کوک«به حرفم گوش نکنی بد میشه برات» *لبخند شیطنت امیز*

سلنا هین بلندی کشید و گفت:
«مرتیکه اشغال منحرف من پیش تو امنیت ندارم کمک کمک»
کوک«هیسسسسس هیچ کس اینجا نیست»
سلنا«باشه باشه بخشیدم»

کوک سلنا رو گذاشت زمین که سلنا سریع گفت:
«نبخشیدم ننننن»

سلنا ادا در اورد و دوید کوک هم پشت سرش بارون شدید شد صدای خنده این دو در خیابان پیچیده بود

(بچه ها این یه فیکه فوش ها رو به دل نگیرید من خودم ارمیم)
دیدگاه ها (۴)

پارت هشتسوهو: چ...چیکوک:شو..شوخی کردم باباسوهو رفت کوک هم رف...

My uncle 2(part 1)

P9 . PRISAN MAFIA.

Iove and the moonPart29کوک: خب خانم بالاخره رسیدم خونه یونا...

the first lie

پارت سههانا: چیییی واقعا نکشتینش یونگی: مگه تو بیهوش نبودیها...

وقتی پسر عموت و مربی بوکست بود🩵(درخواستی)پارت ۲ولی دقیقا برع...

چند پارتی جونگ کوک نشستیم سر میز شام که پسر عموی کوک نشست رو...

عشق زار آلود(Mysterious Love)part:۲ات گوشی رو برداشت و پیام ...

عشق مافیا:)))پارت ده ات هنوز اون نگاه های سنگین رو رو خودش ح...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط