پسر: سلام عزيزم چطورى؟
پسر: سلام عزيزم چطورى؟
دختر: سلام گلم خيلى بد (باصداى پر از بغض و ناراحتى)
پسر: چرا؟چى شده؟
دختر: بايد جدا بشيم
پسر: چرااا؟
دختر: يه خونواده اى منو پسنديدن واسه پسرشون خانواده منم راضين (با گريه) الان هم بايد ازت تشکر کنم بخاطر همه چيز و بايد برم خونه چون مادر پسره اومده منو ببينه
پسر: اشکاتو پاک کن....تا بهتر جلو چشم بياى....چون مادرم نميخواد عروسشو غمگين ببينه
دختر: سلام گلم خيلى بد (باصداى پر از بغض و ناراحتى)
پسر: چرا؟چى شده؟
دختر: بايد جدا بشيم
پسر: چرااا؟
دختر: يه خونواده اى منو پسنديدن واسه پسرشون خانواده منم راضين (با گريه) الان هم بايد ازت تشکر کنم بخاطر همه چيز و بايد برم خونه چون مادر پسره اومده منو ببينه
پسر: اشکاتو پاک کن....تا بهتر جلو چشم بياى....چون مادرم نميخواد عروسشو غمگين ببينه
- ۵۸۶
- ۱۶ اسفند ۱۳۹۲
دیدگاه ها (۲۵)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط