{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

خدایا فانوست را کمی پایین تر بگیر

خدایا فانوست را کمی پایین تر بگیر
جاده ای که در آن قدم نهاده ام تاریک است ،
انتهایش را نمی دانم چیست . می ترسم که انتهایش بن بست باشد
تو را به مهربانیت سوگند ، فانوست را کمی پایین تر بگیر تا روشنی بخش راه نا مشخصم باشد .
نمی خواهم بی فانوس تو جایی برسم که برگشتنم دشوار گردد وپشیمان شوم .
ای مهربانترینم !من اکنون سخت به نور فانوست محتاجم ....
دیدگاه ها (۳)

بعضی وقتا مجبوری تو فضای بغضت بخندی دلت بگیره ولی دلگیری نکن...

ﺷﺎﻣﻠﻮ ﻣﯿﮕﻮﯾﺪ :ﺑﺘﺮﺱ ﺍﺯ ﺍﻭ ﮐﻪ ﺳﮑﻮﺕ ﮐﺮﺩ ﻭﻗﺘﯽ ﺩﻟﺶ ﺭﺍ ﺷﮑﺴﺘﯽ .. .ﺍ...

انگشتانم که لای ورق های دیوان حافظ میروددست دلم میلرزد...!ام...

این صبح شورانگیزِ مستصبح طرب خیزی که هست؛آئینه ی مهر خداستیک...

#عاشق_خونش_یا_بدنش پارت ²⁰چشم‌های هیونجین آروم آروم بسته شدد...

پارت ۹۷ | «صبر می‌کنم...»شب اعتراف...هنوز تمام نشده بود.نسیم...

ضعف ممنوعه  Forbidden Weaknessp.47  (روایت از زبان جونگ کوک)...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط